تبلیغات
******منتظر****** - از کجا می گوییم حجاب فطری است؟/ سه شاهد قرآنی
 
******منتظر******
آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):بسیجی یعنی علی (ع) که تمام وجودش وقف اسلام بود
                                                        
درباره وبلاگ

در كهكشان خیالم سرى به محرم سال 1340 مى زنم. هنگامى كه زمین و آسمان در سوگ وارثان آدم گریان بودند، تولد پسرى رقم خورد كه به احترام اباعبدالله الحسین نامش را اكبر گذاشتند. در سال 1353 شهر و دیارش را به مقصد شیراز ترك كرد و سال 1356به منزل و ماواى خود برگشت. اكبر چون دیگر هم‌میهنانش با شروع انقلاب خودش را وقف خدمت به اسلام و مردم كرد در سال 1358 به عضویت سپاه درآمد و در مسوولیت‌هاى مختلف از جمله مسوولیت تحقیقات نظامى قرارگاه كربلا، مسوول آموزش تیپ 72 و مسوول تخریب تیپ قرارگاه خاتم‌الانبیا (ص) انجام وظیفه نمود. وى در عملیات ثامن‌الائمه (ع) زخمى شد؛ به طورى كه امید به زنده بودنش نبود و زمزمه كلام روحانیش آیه‌اى از قرآن بود كه "ان تنصر الله ینصركم و یثبت اقدامكم" . سرانجام در عملیات كربلاى پنج شلمچه در سال 1365 شربت شهادت نوشد.
مدیر وبلاگ : امین .
نویسندگان
نظرسنجی
محتوا وبلاگ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
‎‏‎ تماس با ما
  
از کجا می گوییم حجاب فطری است؟/ سه شاهد قرآنی
یكی از مسائل دامنه داری كه در محافل علمی مطرح شده، این است كه آیا اموری مانند حیا و پوشش، فطری اند یا نه؟ اگر حیا فطری باشد، مشترك میان همه انسان ها خواهد بود نه این که در برخی انسان ها حیا وجود داشته باشد و در برخی دیگر نه، و دیگر این که ثابت خواهد بود و بر اثر گذر زمان، تغییر نخواهد كرد. نه این که روزگاری حیا در میان مردم وجود داشته باشد؛ اما روزگاری برسد كه حیا از میان آنان، رخت بربندد. بیاییم به دیدگاه قرآن پیرامون فطری بودن پوشش نظری بیفکنیم.


سه شاهد قرآنی بر فطری بودن حیا و پوشش

آدمی فطرتاً و از روی طبع، به پوشش بدن خود میل دارد و از برهنگی مضطرب می شود .در این جا به سه شاهد قرآنی مینی بر فطری بودن حیا و پوشش اشاره می کنیم :

1- احساس شرم از اتهام به بی عفتی

قرآن در قصه حضرت مریم (سلام الله علیها)، پس از این که می گوید مریم به اعجاز الهی باردار شد و برای این که مردم نادان او را به فحشا و بی عفتی متهم نکنند از آنان فاصله گرفت تا دور از آن ها وضع حمل کند می فرماید: "یا لَیْتَنی‏ مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّا"1(حضرت مریم آن قدر ناراحت شد که ) گفت : ای کاش پیش از این، مرده بودم و به کلی فراموش می شدم. این سخن، نهایت پریشانی و ناراحتی زنی است که احساس می کند از نظر مردم، پرده حیا و عفتش لکه دار شده است؛ از این جهت آرزوی مرگ می کند. این نشان می دهد حیا تمام وجود اوست و با رفتن آن جانش هم در حال از بین رفتن است و این به جز فطری بودن حیا، دلیل دیگری ندارد.

علت این که در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی و خود آرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد شکار است و زن شکارچی و از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار و مرد شکارچی است

2- احساس شرم از پرده دری در برابر بت و خدا

قرآن در قصه حضرت یوسف (علیه السلام) به حرکت فطری زن عزیز مصر اشاره می کند که وقتی خواست از یوسف کام بگیرد درها را بست "وَ غَلَّقَتِ الْأَبْواب"2 تا کسی او را نبیند. در روایتی آمده است : در این هنگام آن زن با پارچه ای روی بت خود را پوشاند. یوسف از او پرسید : چرا این کار را کردی؟ گفت : از بت حیا می کنم . یوسف گفت : تو از بت حیا می کنی ولی من از خدا حیا نکنم.3 از این جریان مشخص می شود که حیا امری فطری است؛ زیرا مثل چنین زنی هم به طور فطری و غریزی چنین احساسی دارد.

3-احساس شرم از نمایان شدن جاذبه های جسمی
حضرت یوسف

قرآن کریم در داستان حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) بیان می دارد که آن ها فریفته شیطان شدند و از درخت ممنوعه خوردند. هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان (زشتی های پهنان اندامشان) بر آن ها آشکار شد و (به سرعت) شروع به قرار دادن برگ های بهشتی بر خود کردند تا آن را بپوشانند. وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ4 از این داستان به روشنی می توان فهمید که آدم و حوا هنگام برهنه شدن، مضطرب و پریشان شدند؛ زیرا برای رهایی از این حالت، به برگ های درختان پناه آورند. این در حالی است که :

- آن ها همسر یکدیگر بودند و جایز بود در مقابل هم برهنه شوند.

- هیچ کس در آن جا نظاره گر آن ها نبود تا شرمندگی شان به خاطر او باشد.

- چون اولین انسان بودند، پوشش برای آن ها جنبه اکتسابی هم نداشت.

بنابر این تنها دلیل اضطراب ایشان از برهنگی، فطری بودن حیا و به دنبال آن فطری بودن پوشش در آن ها بود و چون برهنگی خلاف فطرت است، اضطراب به همراه دارد.


حضرت آدم علیه السلام

پریشانی حوا با آدم متفاوت است

جاذبه های جسمی و اندام هایی که انسان از کشف آن حیا می کند، در زن و مرد متفاوت است. در مردان فقط اندام جنسی، یا حداکثر بین ناف تا زانو جاذبه جسمی دارد، چنان که بعضی از روایات آن را تایید می کند؛ ولی در زنان، تمام بدن دارای جاذبه جسمی است.

بنابراین زن مانند مرد نیست که فقط از کشف اندام جنسی حیا کند، بلکه کمترین برهنگی برای زن در مقابل مرد آزار دهنده است. از این روی می توان نتیجه گرفت از نظر قرآن هر گونه برهنگی زن، با فطرت او در تضاد است و همین امر موجب اضطراب او می شود.

اسلام برای این که زن از این آسیب محفوظ بماند بین تشریع و تکوین هماهنگی ایجاد کرده است. به همین دلیل حکم حجاب، یعنی پوشش تمام بدن، مخصوص زنان شده، ولی حجاب مردان در حد پوشیدن اندام جنسی یا حداکثر بین ناف تا زانوست.


غریزه خودنمایی و تبرج

یکی از ویژگی های مهم زنان، خصیصه تبرج و خود نمایی است که به صورت غریزی و طبیعی در آنان وجود دارد . قرآن در دو آیه از آیات حجاب از تبرج و خود نمایی زنان صحبت و آن را به محیط خانواده محدود کرده است. در یک آیه می فرماید : "وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی"5 یعنی ای زنان ! (در برابر نامحرم) ظاهر نشوید و خود نمایی نکنید؛ مانند خود نمایی دوران جاهلیت نخستین . در آیه دیگری هم می فرماید : "غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینَةٍ"6. یعنی زنان، (در برابر نا محرمان) با زینت ها و آرایش هایشان خود نمایی نکنند.

قرآن در این آیات فقط زنان را از تبرج و خود نمایی و به نمایش گذاشتن جاذبه های جسمی خود را در برابر نا محرم نهی کرده و از تبرج مردان سخنی نگفته است.

یوسف گفت : تو از بت حیا می کنی ولی من از خدا حیا نکنم. از این جریان مشخص می شود که حیا امری فطری است؛ زیرا مثل چنین زنی هم به طور فطری و غریزی چنین احساسی دارد

شهید مطهری درباره آثار این غریزه و نیز اختصاص آن به زنان می نویسد : اما علت این که در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی و خود آرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد شکار است و زن شکارچی و از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار و مرد شکارچی است.7


جمع بین دو میل به پوشش و خودنمایی

دین اسلام غریزه خودنمایی و تبرج زن را نادیده نگرفته بلکه به آن اهمیت هم داده است و تلاش کرده زنان افزون بر دارا شدن زیبایی درونی و اخلاقی از نظر ظاهری هم جذاب و زیبا باشند زیرا توجه به آرایش و زیبایی ظاهری نه تنها پاسخی منطقی و صحیح به اقتضای طبیعی و غریزی آنان در جلوه گری و جلب توجه دیگران است؛ بلکه سبب می شود زن شادتر و با نشاط تر باشد و از این راه شادابی و نشاط بودن را به زندگی خانواده اش نیز وارد کند.

چرا که یکی از عوامل مهم با نشاط بودن زن، داشتن ظاهری زیبا و دلپسند است که شوهرش را پی در پی به وجد آورد و خود نیز از این راه به شوق آید. در نتیجه کوشش زن در جذاب بودن و آرایش کردن برای شوهر، ضمن این که نیاز طبیعی زن به خود نمایی و تبرج ارضا می کند، وی را از جلوه گری و خود نمایی برای مردان نا محرم نیز بی نیاز می دارد؛ زیرا او برای شوهری خودآرایی کرده که حقیقتا به عشق می ورزد و در دوستی اش وفادار است. به این ترتیب هم نیاز غریزی او را به آرایش و تجمل بر طرف می شود و هم از آفت ها و انحراف های عشق آزاد رهایی می یابد.

نتیجه آن که وقتی حیا در زن فطری باشد پوشش و حجاب که لازمه حیا می باشد نیز فطری خواهد بود ؛ زیرا امکان ندارد زنی حیا داشته باشد و آن گاه اجازه دهد نا محرم از نگاه کردن به بدن او لذت ببرد.

پی نوشت ها:

1- سوره مریم، آیه 23.

2- سوره یوسف، آیه 23.

3- ترجمه المیزان، ج‏11، ص: 176.

4- سوره اعراف، آیه 22.

5- سوره احزاب، آیه 33.

6- سوره نور، آیه 60.

7- استاد مطهری، مجموعه آثار، ج 19، ص 436.

فاطمه سرفرازی




نوع مطلب :
برچسب ها :