******منتظر******
آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):بسیجی یعنی علی (ع) که تمام وجودش وقف اسلام بود
                                                        
درباره وبلاگ

در كهكشان خیالم سرى به محرم سال 1340 مى زنم. هنگامى كه زمین و آسمان در سوگ وارثان آدم گریان بودند، تولد پسرى رقم خورد كه به احترام اباعبدالله الحسین نامش را اكبر گذاشتند. در سال 1353 شهر و دیارش را به مقصد شیراز ترك كرد و سال 1356به منزل و ماواى خود برگشت. اكبر چون دیگر هم‌میهنانش با شروع انقلاب خودش را وقف خدمت به اسلام و مردم كرد در سال 1358 به عضویت سپاه درآمد و در مسوولیت‌هاى مختلف از جمله مسوولیت تحقیقات نظامى قرارگاه كربلا، مسوول آموزش تیپ 72 و مسوول تخریب تیپ قرارگاه خاتم‌الانبیا (ص) انجام وظیفه نمود. وى در عملیات ثامن‌الائمه (ع) زخمى شد؛ به طورى كه امید به زنده بودنش نبود و زمزمه كلام روحانیش آیه‌اى از قرآن بود كه "ان تنصر الله ینصركم و یثبت اقدامكم" . سرانجام در عملیات كربلاى پنج شلمچه در سال 1365 شربت شهادت نوشد.
مدیر وبلاگ : امین .
نویسندگان
نظرسنجی
محتوا وبلاگ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
‎‏‎ تماس با ما
  

توجه : سایز عکس از تصویر نمایش داده شده بزرگتر است

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




.
پنجشنبه 27 مهر 1391 :: نویسنده : امین .

توجه : سایز عکس از تصویر نمایش داده شده بزرگتر است

 





نوع مطلب :
برچسب ها :





 

پیش از عروسی

بزرگان به خواستگاری زهرا(سلام‌الله‌علیها) می‌روند .
شهر مدینه از آرامش نسبی برخوردار بود و مهاجران وا نصار می‌توانستند در پرتو این آرامش، به زندگی روزانه خود بپردازند. هر چند، گاهی پیامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را به جنگ با دشمنان دین اسلام فرا می‌خواند، ولی آن نیز برای شان شیرین بود.
در این میان، علی(علیه‌السلام) با کار در نخلستان‌های مدینه، به تنهایی روزگار می‌گذراند. با این همه، در اداره حکومت اسلامی، هیچ گاه از همکاری با پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) دریغ نمی‌ورزید.
در خانواده پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) دختر گرامی نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) به سن بلوغ رسیده و افزون بر رشد جسمانی، به رشد عقلی و روحی دست یافته بود. برتری‌های دختر محبوب و نور چشم پیامبر(صلی الله علیه و آله) سبب شده بود اصحاب بزرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله) در صدد خواستگاری از او برآیند. با این حال، هرگاه بزرگی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌آمد، ایشان می‌فرمود:
امرها الی ربها ان شاء ان یزوجها زوجها؛ امر ازدواج فاطمه به دست خداست، اگر خدا بخواهد که او را شوهر دهد، خود چنین می‌کند.
گاهی نیز می‌فرمود: انی انتظر بها القضا؛ همانا من در امر ازدواج فاطمه، منتظر قضا و فرمان الهی هستم.[۱]
روزی ابوبکر نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) رسید، روبه‌روی آن حضرت نشست و گفت: ای رسول خدا! شما از ویژگی‌ها و پیشینه من در اسلام آگاهی و…. وی همین گونه ویژگی‌های خود را بر می‌شمرد تا این که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: چه می‌خواهی؟ ابوبکر گفت: فاطمه را به نکاح من در آور! پیامبر(صلی الله علیه و آله) ساکت شد واز وی روبرگردانید.
ابوبکر با ناامیدی و ناراحتی از خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله) بیرون رفت. در راه به عمر برخورد و داستان خود را برای او بازگو کرد. عمر گفت: من نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌روم و همانی را که تو می‌خواستی، می‌طلبم. با این حال، پیامبر(صلی الله علیه و آله) همانند پیش رفتار کرد و عمر نیز ناامید بازگشت.[۲]
هم چنین عبدالرحمن بن عوف که یکی از سرمایه‌داران زمان خود بود، به خواستگاری فاطمه(سلام‌الله‌علیها) رفت. وی، صد شتر با باری از پارچه‌های گران‌بهای مصری به همراه ۱۰ هزار دینار طلا را به عنوان مهریه فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) پیشنهاد کرد.[ ۳] پیامبر(صلی الله علیه و آله) از این سخن خشمگین شد و حتی سنگریزه به سویش پرتاب کرد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: تو پنداشتی من بنده‌ی پول وثروتم!
هنگامی که همه خواستگاران فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) پاسخ رد شنیدند، با خود گفتند که به یقین پیامبر(صلی الله علیه و آله)، علی(علیه‌السلام) را برای دختر دردانه‌اش برگزیده است. از این رو، بر آن شدند تا علی(علیه‌السلام) را به این کار، تشویق کنند.

 

علی(علیه‌السلام) و خواستگاری

امام علی(علیه‌السلام) در نخلستان‌های مدینه سرگرم آبیاری بود و با شترش، آب می‌کشید. ناگاه دید ابوبکر بن ابی قحافه، عمر بن خطاب و سعد بن معاذ به سوی او می‌آیند. آنان چون به علی(علیه‌السلام) رسیدند، گفتند: برای چه از فاطمه خواستگاری نمی‌کنی؟ علی(علیه ‌السلام) که از مدت‌ها پیش به خواستگاری از حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) می‌اندیشید، فرمود:
میلی را که در من، ساکن و بی‌حرکت بود، به حرکت در آوردید و امری را که در من خفته بود، بیدار کردید. به خدا سوگند! فاطمه در اندیشه من، جایگاه بزرگی دارد. همانند من، چگونه در برابر [مسأله‌ی ازدواج با] فاطمه، بردبار و ساکت بنشیند، جز این که کمی مال، مرا از رسیدن به آرزوهایم باز داشته است[۴].
آنان گفتند: اگر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، فاطمه را به تو ندهد، پس می‌خواهد به ازدواج چه کسی درآورد؟ در حالی که تو نزدیک‌ترین فرد به او هستی. این مسأله نشان می‌دهد که علی(علیه‌السلام) از مدت‌ها پیش، به چنین پیوندی، مایل بوده، ولی به دلیل کمبودهای اقتصادی و شرم داشتن از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن را بازگو نکرده است.
علی(علیه‌السلام) با توکل به خدا ره سپار خانه نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) گشت. پیامبر(صلی الله علیه و آله) در خانه ام سلمه بود که علی(علیه‌السلام) در خانه را به صدا درآورد. در همین زمان، پیامبر(صلی الله علیه و آله) به ام سلمه فرمود: برخیز و در را باز کن. این کسی است که خدا و رسولش، او را دوست دارند. ام سلمه پرسید: این مرد کیست که پیش از دیدار، او را می‌ستایی؟ حضرت پاسخ داد: ام سلمه! او مردی است که در برابر دشواری‌ها، سست و ناتوان نیست. او دوست، برادر و پسر عمو و محبوب‌ترین مردم نزد من است.[ ۵] ام سلمه تا این سخن را شنید، با شتاب در را باز کرد. علی وارد شد و روبه‌روی پیامبر(صلی الله علیه و آله) نشست. با این حال، به دلیل جلال و هیبت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نمی‌توانست مطلبش را بگوید. از این رو، به زمین چشم دوخته بود.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: آیا برای حاجتی آمده‌ای؟ حاجتت را بگو. علی(علیه‌السلام) لب به سخن گشود و گفت: پدر و مادرم به فدایت! می‌دانی در کودکی، مرا از ابی‌طالب و فاطمه بنت اسد گرفتی. آن گاه مرا به غذای خود تغذیه کردی و با ادب خود، پروراندی. در محبت و شفقت از پدر و مادرم بهتر بودی و خداوند، مرا به دست تو، هدایت کرد. به خدا سوگند! شما ذخیره من در دنیا و آخرت هستید. ای رسول خدا! برای خواستگاری فاطمه آمده‌ام، آیا شما می‌پذیرید؟[۶] در این هنگام، پیامبر(صلی الله علیه و آله) که گویا از پیش منتظر چنین درخواستی بود، شادمان شد و با تبسم فرمود: مرحبا و اهلا یا علی! پیش از تو نیز مردان دیگری آمدند و هر بار من به فاطمه می‌گفتم، ولی نشانه‌ی کراهت در صورتش می‌دیدم.[ ۷]
پس پیامبر(صلی الله علیه و آله) برخاست و نزد فاطمه رفت تا دختر خود را از خواستگاری علی(علیه‌السلام) خبردار سازد. البته دیگر نیازی به آن نبود که پیامبر(صلی الله علیه و آله) از ویژگی‌های علی(علیه‌السلام) برای او سخن بگوید؛ زیرا علی(علیه‌السلام) بالاتر از آن بود که برای فاطمه ناشناخته باشد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) به همین سخن بسنده کرد که: یا فاطمه! علی کسی است که خویشاوندی او و جایگاهش را در اسلام می‌دانی. من از خدا خواستم که تو را به ازدواج بهترین آفریده‌اش درآورد. پس نظر و تصمیم تو چیست؟ [۸]
فاطمه ساکت شد، ولی رویش را برنگرداند. حیا نیز او را از تصریح به موافقت باز می‌داشت، پس سکوت کرد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) چون نارضایتی و خودداری را در چهره‌ی مبارک زهرا نیافت، با خوشحالی برخاست و فرمود: الله اکبر! سکوتها اقرارها؛ خداوند بزرگ است. سکوت او نشانه‌ی رضایت اوست. [۹]
علی(علیه‌السلام) همچنان در اتاق پذیرایی، منتظر پاسخ دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود. ناگهان پیامبر(صلی الله علیه و آله) وارد شد و به علی(علیه‌السلام) مژده داد که فاطمه پذیرفته است. علی که با شنیدن پاسخ مثبت فاطمه، در شادی غرق شده و به آرزوی خود رسیده بود، فرمود: مرا به دست یابی به آرزو بشارت دادی، شما همیشه نیکو خوی و ستوده نفس و مبارک بخت بوده‌اید. سلام خدا بر شما باد.[۱۰]
پیامبر(صلی الله علیه و آله) گفت: آیا چیزی داری که با آن، شما را به ازدواج هم درآورم؟ علی گفت: پدر و مادرم به فدایت! چیزی از من بر تو پوشیده نیست، تنها یک شمشیر، یک سپر و یک شتر دارم که با آن آب کشی می‌کنم.[۱۱] پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: یا علی از شمشیرت بی‌نیاز نیستی؛ چون با آن در راه خدا جهاد می‌کنی و دشمنان خدا را می‌کشی. با شتر نیز نخلستان‌ها را آب می‌دهی و با آن، مسافرت‌ می‌کنی و روزی اهل خانه‌ات را فراهم می‌سازی. سپر را می‌پذیرم؛ آن را بفروش و به نزد من آی.[۱۲] سپس افزود: ای علی! شاد باش. همانا خداوند، فاطمه را در آسمان به نکاح تو درآورد پیش از آن که من، او را در زمین، به همسری تو درآورم. پیش از این که تو بیایی، فرشته‌ای از اسمان نزد من آمد که بیش‌تر از حد معمول، صورت و بال داشت و هرگز مثل او را ندیده بودم. پس بر من سلام کرد و گفت: ای محمد! شاد باش برای سامان یافتن کارهای پریشان و به هم ریخته و پاکی نسل.[۱۳]

 

 

خطبه عقد در مسجد

به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله)، علی(علیه‌السلام) به سوی مسجد رفت تا پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز در پی او بیاید. در بین راه، ابوبکر و عمر را دید و داستان خود را برای آنان بازگو کرد. آن گاه به مسجد رفت. هم چنین پیامبر(صلی الله علیه و آله) به بلال دستور داد که مهاجر و انصار را در مسجد گردآورد. پس از مدتی کوتاه، همگی در مسجد بودند، پیامبر(صلی الله علیه و آله) بر منبر بالا رفت و پس از ستایش خداوند فرمود:
ای مردم! بزرگان قریش، فاطمه را از من خواستگاری کردند و من در پاسخ گفتم که به خدا سوگند! من شما را رد نکردم، بلکه خداوند شما را رد کرده است.[۱۴]
در همین حال، جبرئیل بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شد و گفت:
خداوند فرموده است که اگر علی را برای فاطمه نیافریده بودم از آدم ابوالبشر تا روز قیامت، شوهر و همسری هم تراز فاطمه پیدا نمی‌شد.[۱۵]
پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز پیام جبرئیل را ابلاغ کرد و فرمود:
ای مردم! جبرئیل بر من نازل شد و مرا آگاهی داد که خداوند جلیل، علی و فاطمه را در آسمان‌ها به نکاح هم درآورده است و از فرشتگان گواه گرفت و فرمان داد تا من نیز در روی زمین، فاطمه را به نکاح علی درآورم و شما را گواه بگیرم. پس فاطمه را به ازدواج علی درآوردم. ای علی! راضی شدی؟[۱۶]
علی ایستاد و با چهره‌ای شاداب فرمود:[۱۷]
خدا را بر نعمت‌های او سپاس‌گزارم و گواهی می‌دهم که جز او، خدایی نیست. درود بر محمد(صلی الله علیه و آله)؛ درودی که مقام و درجه‌اش را بالا برد. ای مردم! خداوند، ازدواج را برای ما پسندیده دانسته و بدان دستور داده است. خدا، ازدواج من و فاطمه را مقدر ساخته و بدان حکم کرده است. ای مردم! رسول خدا، فاطمه را به عقد من درآورده و زره‌ام را بابت مهر پذیرفت. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.
پس از این که پیامبر(صلی الله علیه و آله) به پرسش حاضران، پاسخ مثبت داد، فرمود:
بارک الله لهما و علیهما و جمع شملهما؛ خداوند برای شما مبارک گرداند و اجتماع‌تان را پاینده بدارد.[۱۸]

 

 

مهریه

درباره‌ی مهریه حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها)، روایت‌های گوناگونی رسیده است. برای نمونه ۴۰۰ درهم،۴۸۰ درهم[۱۹] و ۸۰۰ درهم[۲۰] گفته‌اند که در ظاهر، ۵۰۰ درهم درست است؛ زیرا در روایت‌هایی، اهل بیت(علیهم‌السلام) مهریه حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) را ۵۰۰ درهم عنوان کرده‌اند. علامه مجلسی در بحارالانوار درباره ازدواج امام جواد(علیه‌السلام) و ام فضل آورده است که مهر ام فضل را مهریه حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) قرار دادند که ۵۰۰ درهم است.[۲۱]
باید دانست این ۵۰۰ درهم، جنبه مالی و ظاهری مهریه آن حضرت است؛ زیرا در عالم ملکوت و ماوراء این طبیعت مادی، مهر گران بهاتری برای ایشان در نظر گرفته‌اند. برای نمونه، در روایت‌های فراوانی تصریح شده است که شفاعت گناه کاران امت محمد(صلی الله علیه و آله) مهریه‌ی حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) است.[۲۲]
هنگامی که حضرت زهرا شنید پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای او، مهری قرار داده است، به رسول خدا گفت: پس تفاوت من و دختران مردم چیست؟ از شما می‌خواهم که از خدا بخواهی مهریه‌ی مرا، شفاعت از گناه کاران امت شما قرار دهد. در این هنگام، جبرئیل نازل شد. نوشته‌ای از حریر در دستش بود که بر آن چنین نقش بسته بود:
جعل الله مهر فاطمة الزهرا شفاعة المذنبین من امة ابیها؛ خداوند، مهریه فاطمه زهرا را شفاعت از گناه کاران امت پدرش قرار داد.[۲۳]

 

 

جهیزیه‌ی با برکت

علی(علیه‌السلام) به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله) سپر خود را که حطیمیه[۲۴] نامیده می‌شد و هدیه پیامبر(صلی الله علیه و آله) از غنیمت‌های غزوه بدر بود، به ۴۰۰ یا ۴۸۰ یا ۵۰۰ درهم فروخت. بنابر قولی، عثمان زره را خرید، ولی بعد به علی(علیه‌السلام) پس داد.[۲۵] علی(علیه‌السلام) پول را نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آورد. ایشان نیز پول را سه بخش کرد؛ بخشی برای خریدن جهیزیه، بخشی برای خریدن عطر و بوی خوش شب عروسی و بخش دیگر برای غذای ولیمه عروسی، آن گاه پول غذا را نزد ام سلمه به امانت نهادند.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) پول جهیزیه را به ابوبکر داد تا همراه سلمان و بلال، آن چه را شایسته است برای دخترش بخرند. آنان به بازار رفتند و جهیزیه‌ای بسیار مختصر، ولی با برکت برای این تازه عروس و داماد خریدند. این وسایل عبارت بود از: روسری بزرگ به ۴ درهم. یک قواره پیراهن به ۷ درهم، یک تخت که با چوب و برگ خرما ساخته شده بود، ۴ عدد بالش از پوست گوسفند که از گیاه خوش بوی اذخر پر شده بود، یک پرده‌ی پشمی، یک قطعه حصیر، یک مشک چرمی، یک عدد آسیاب کوچک دستی، یک تشت مسی، یک ظرف برای دوشیدن شیر و یک سبوی گلی سبز رنگ.[۲۶]
البته در برخی منابع،[۲۷] مقنعه، ۲ بازوبند، آرد، ۲ کوزه و در برخی دیگر،[۲۸] عبای خیبری، ریسمانی که از پوست خرما بافته شده، سفره پوستی و فرشی بافت مصر را که لا به لای آن از پشم بود، به شمار جهیزیه حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) افزوده‌اند. هنگامی که جهیزیه حضرت فاطمه را نزد پیامبر بردند، حضرت بر آن وسایل دست کشید و فرمود: بارک الله لاهل البیت؛ خداوند بر شما اهل بیت(علیهم‌السلام) مبارک گرداند.[۲۹] بنابر گفته آیت الله مکارم شیرازی، پیامبر(صلی الله علیه و آله) گریست. آن گاه سر به آسمان برداشت و فرمود: خداوندا! بر خانواده‌ای که مهم‌ترین ظروف آن ظرفی سفالین است، مبارک گردان.[۳۰]

 

عروسی مبارک
فاصله افتادن میان عقد و عروسی

پس از مراسم عقد در مسجد، میان عقد و عروسی، فاصله‌ای افتاد که برخی آن را یک ماه[۳۱] و برخی دیگر تا چند ماه دانسته‌اند.[۳۲]
دلیل این فاصله افتادن، آن بود که علی(علیه‌السلام) شرم داشت از رسول خدا بخواهد فاطمه را برای آغاز زندگی مشترک به خانه او بفرستد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز کرامت و شأن دخترش را حفظ می‌کرد و منتظر گفتن علی(علیه‌السلام) بود. از این رو، هر بار که علی(علیه‌السلام) را می‌دید، از فاطمه و از جمال و کمالش سخن می‌گفت.
روزی عقیل نزد برادرش ـ علی(علیه‌السلام)ـ آمد و او را برای برپایی عروسی تشویق کرد. علی(علیه‌السلام) شرم و حیای خود از پیامبر(صلی الله علیه و آله) را با عقیل در میان گذاشت. عقیل تدبیری اندیشید و به همراه علی(علیه‌السلام) به سوی خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به راه افتادند. در راه، ام ایمن را دیدند. ماجرا را به او گفتند و او را عهده‌دار این کار کردند.
ام ایمن پیش ام سلمه و دیگر زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) رفت و آنان را از شرم و حیای علی(علیه‌السلام) درباره‌ی عروسی آگاه ساخت. آن گاه همگی با هم نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) رفتند و گفتند: ای رسول خدا! پدر و مادرمان فدایت باد! برای امری گرد آمدیم که اگر خدیجه زنده بود، چشمانش به آن روشن می‌گشت.[۳۳] پیامبر(صلی الله علیه و آله) چون اسم خدیجه را شنید، گریست. سپس فرمود: چه کسی همتای خدیجه است و می‌تواند جای خالی او را برای من پر کند؟ هنگامی که مردم مرا تکذیب می‌کردند و در راه دین خدا، آزار می‌دادند، مرا تصدیق کرد، و با مال خویش، مرا یاری داد.[۳۴] ام سلمه گفت: خداوند بین ما و او را در درجه‌های بهشت و رضوان و رحمتش جمع کند. ای رسول خدا! علی(علیه‌السلام) برادر تو در دنیاست و در نسب، پسر عموی توست و دوست دارد که زنش را به خانه ببرد.[۳۵]
به روایتی، ام ایمن که سخن گوی آنان بود گفت: ای رسول خدا! اگر خدیجه زنده بود، دیدگانش به زفاف علی(علیه‌السلام) و فاطمه روشن می‌شد. همانا علی(علیه‌السلام)، همسرش را می‌خواهد و چشمان فاطمه(سلام‌الله‌علیها) نیز به دیدن شوهرش روشن می‌گردد و نیز چشمان ما.[۳۶] پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: پس چرا علی(علیه‌السلام) نمی‌خواهد؟ گفتند: ای رسول خدا! حیا او را باز می دارد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) به ام ایمن فرمود: به سوی علی(علیه‌السلام) برو و او را نزد من بیاور.
ام ایمن بیرون رفت و ماجرا را به علی(علیه‌السلام) بازگو کرد. آن گاه هر دو نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمدند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) به علی(علیه‌السلام) فرمود: آیا دوست داری همسرت را به تو بدهم و تو او را به خانه ببری؟ علی(علیه‌السلام) فرمود: آری. آن گاه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: امشب یا فردا شب، فاطمه را به تو می‌دهم تا زندگی خود را آغاز کنید، ان شاء الله خانه‌ات را آماده کن.[۳۷]

 

 

آراستن خانه

علی(علیه‌السلام) به پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود که من جز خانه حارث بن نعمان جای دیگری سراغ ندارم. پیامبر(صلی الله علیه و آله) پذیرفت. حارث نیز خانه‌اش را به علی(علیه‌السلام) و فاطمه داد.[۳۸] نخستین کار، آماده ساختن و پاکیزگی حجله‌ی عروس بود. برای این کار، علی(علیه‌السلام) وسایلی را خرید که عبارت بود از: یک چوب برای آویزان کردن لباس یا مشک آب، یک متکا، یک مشک آب و یک غربال آرد. بدین ترتیب، خانه علی(علیه ‌السلام) برای گام نهادن فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) آماده گشت.

 

 

ولیمه

ولیمه از سنت‌های نیکو و پسندیده اسلام است که نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز به آن دستور داده است؛ زیرا خداوند؛ غذا دادن را دوست دارد و سبب محبت انسان‌ها به یکدیگر می‌شود. ام سلمه، پول فروش زره را به علی(علیه‌السلام) داد تا با آن، ولیمه و مهمانی عروسی را برپا کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) به علی(علیه‌السلام) فرمود: ما نان و گوشت داریم. تو نیز خرما و روغن و کشک را فراهم کن.[۳۹] سعد برای کمک به ولیمه عروسی، یک گوسفند آورد. برخی دیگر از اصحاب نیز به اندازه توانایی خود، کمک کردند.[۴۰] غذای ولیمه آماده شد؛ نان، خرما، روغن، گوشت پخته و کشک.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به علی(علیه‌السلام) دستور داد که مردم را برای ولیمه دعوت کند. علی(علیه‌السلام) به مسجد رفت، ولی مسجد از مسلمانان مهاجر و انصار پر بود. او نمی‌خواست برخی را دعوت کند و برخی دیگر را دعوت نکند. بنابراین، بربلندی ایستاد و صدا زد: اجیبوا الی ولیمة فاطمة بنت محمد؛ به ولیمه‌ی فاطمه دختر محمد(صلی الله علیه و آله) بیایید.[۴۱] مسلمانان گروه گروه راه خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در پیش گرفتند. غذا اندک بود و به همه نمی‌رسید. پیامبر(صلی الله علیه و آله) دست مبارک خود را بر غذا نهاد و دعا کرد. به برکت دعای پیامبر(صلی الله علیه و آله) همگی از آن غذا خوردند و سیر شدند، غذا نیز کم نیامد.[۴۲]

 

 

عروس نور در خانه

علی(علیه‌السلام) و پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای بهتر شدن عروسی، هرگونه تدبیری را اندیشیده بودند. جابر می‌گوید: ما در عروسی علی(علیه‌السلام) و فاطمه حاضر بودیم و هیچ مجلس عروسی را بهتر از آن ندیدیم.[۴۳]
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زنان خود دستور داد تا حضرت زهرا را بیارایند. آنان، فاطمه(سلام‌الله‌علیها) را با بوهای خوش عطر آگین ساختند[۴۴] و در حالی که شعر می‌خواندند،[۴۵] لباسی را که از بهشت آمده بود، بر تنش پوشاندند.
داستان لباس بهشتی این گونه است[۴۶] که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) برای عروسی دخترشان لباسی زیبا خرید. پس از مدتی، فقیری به در خانه نبی آمد و گفت: لباسی کهنه می‌خواهم. با این حال، حضرت زهرا، لباس نو و تازه خود را به او بخشید. آن گاه جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد! خداوند بر تو سلام می‌رساند و دستور داد بر فاطمه درود بفرستم و برای او، پیراهن بهشتی از سندس سبز فرستاده است. لباس بهشتی را بر تن عروس بهشتی کردند تا این که غروب شد. پیامبر(صلی الله علیه و آله)، فاطمه(علیه‌السلام) را طلبید. فاطمه(سلام‌الله‌علیها) در حالی که عرق شرم و حیا بر جبینش نشسته بود، نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد، ولی پاهایش در راه رفتن می‌لغزید. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند در دنیا و آخرت، لغزش را از تو بگرداند.[۴۷]
پس او را در آغوش گرفت و بر استری و به روایتی بر شهبا سوار کرد.[۴۸] رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پیشاپیش جمعیت گام می‌سپرد و مردان بنی هاشم نیز پشت مرکب فاطمه راه می‌رفتند. در روایت است که جبرئیل در سمت راست، میکائیل در سمت چپ و ۷۰۰۰ ملک در پست سر حضرت فاطمه بودند که تا طلوع فجر، خداوند را تسبیح و تقدیس می‌کردند.[۴۹]
دختران عبدالمطلب و بنی هاشم و زنان مهاجر و انصار و در پیشاپیش آنان، زنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) عروس نور را در این راه همراهی می‌کردند. ام سلمه، عایشه، حفصه و معاذه برای این عروس و داماد شعر می‌خواندند. دیگران نیز اول بیت هر شعری را تکرار می‌کردند و تکبیر می‌گفتند. این شعر زیبا را ام سلمه سروده است:

 
دوسـتـان و هـمـسـایگان! به یاری خدا، شادی کنید.
هـــمـــاره خـــدا را ســپــاس گــویــیــد
نعمتهای فراوان پروردگار بزرگ را به یاد بیاورید
که دشواری‌ها و آفت‌های بسیاری از ما زدود
پس از آن که کافر شده بودیم، خداوند ما را هدایت فرمود
پــروردگـار آسـمــان ها، ما را شادمان ساخت
ای همراهان بهترین زنان جهان! شادی کنید
کـه عـمـه‌هـا و خاله‌هایشان به فدایشان گردند
ای دختر پیامبری که خدای بزرگ او را
به وسیله وحی و رسالت‌های آسمانی خود برتری داده است[۵۰]
بدین ترتیب کاروان عروس در هاله‌ای از شور و شوق مردم، وارد خانه علی(علیه ‌السلام) شد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) دست علی(علیه‌السلام) و زهرا(سلام‌الله‌علیها) را گرفت و در دست هم گذاشت. آن گاه فرمود: بارک الله فی ابنة رسول الله! ای علی(علیه ‌السلام)! این فاطمه امانت من است. ای علی(علیه‌السلام)! فاطمه خوب زنی است و ای فاطمه! علی(علیه‌السلام) خوب شوهری است.[۵۱] پس دعا کرد و فرمود: مرحبا ببحرین یلتقیان و نجمین یقترنان؛ آفرین بر دو دریایی که با هم آمیختند و دو ستاره‌ای که به هم رسیدند.[۵۲] در این هنگام، به زنان و مردان دستور داد بیرون بروند. همه بیرون رفتند جز اسماء بنت عمیس، پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: مگر نگفتم همه بیرون بروند؟ اسماء گفت: آری، ای رسول خدا! قصد مخالفت نداشتم، بلکه پیمانی است که خدیجه با من کرد تا در شب زفاف نزد فاطمه باشم؛ زیرا دختران در این شب، نیازهایی دارند که زنی آگاه باید آن را برآورده سازد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: ای اسماء، خداوند نیازهای دنیا و آخرتت را برآورده سازد.[۵۳]
پیامبر(صلی الله علیه و آله) در حال بیرون رفتن از خانه بود، چوب پهلوی در را گرفت و فرمود: خداوند شما را پاک و پاکیزه آفرید و نسل شما را پاک ساخت. من در صلح و آشتی هستم با هر کسی که با شما در آشتی است و با کسی که با شما در جنگ است، در جنگم.[۵۴]
بدین ترتیب علی و فاطمه، دو خورشید بی‌همتای زمین و زمان، زندگی مشترک و پربرکت خود را آغاز کردند. در بامداد شب زفاف[۵۵] یا بامداد روز چهارم عروسی،[۵۶] پیامبر(صلی الله علیه و آله) به خانه‌ی تازه عروس و داماد رفت. آن گاه ظرف آبی طلبید که حاضر کردند. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با نفس مبارک خویش، ۳ بار در آن آب دمید و برخی آیات قرآن را بر آن خواند. آن گاه به علی(علیه‌السلام) فرمود که جرعه‌ای از آن بنوشد. باقی آن را نیز بر سینه‌ی علی(علیه‌السلام) ریخت و فرمود: ای ابوالحسن! خداوند، تو را از هر آلایش ناشایسته، پاک و پاکیزه بدارد. دوباره آب خواست و همین کار را درباره‌ی فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) تکرار کرد[۵۷].

 

سال ازدواج و سن ازدواج

درباره‌ی تاریخ عقد و عروسی امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) و حضرت زهرا(سلام‌الله‌ علیها) نظر‌های گوناگونی ارایه شده است. چون درباره تاریخ ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز تاریخ نگاران و راویان، اختلاف نظر دارند.
شیخ مفید و ابن طاووس، شب زفاف را شب پنج شنبه ۲۱ محرم سال سوم هجری می‌دانند و حتی قایل به استحباب روزه‌‌ی این روز هستند.[۵۸] علامه مجلسی در روایتی ازدواج ایشان را ۱۶ روز پس از درگذشت رقیه، خواهر حضرت فاطمه و همسر عثمان؛ یعنی پس از جنگ بدر در سال دوم هجری می‌داند.[۵۹] آیت الله امینی، عقد را در ماه رمضان و عروسی را در اول یا ششم ذی الحجه سال دوم یا سوم هجری می‌داند.[۶۰] صاحب کشف الغمه نیز تاریخ ازدواج را اندکی پس از جنگ بدر در سال دوم برمی‌شمارد.[۶۱] هم چنین مرحوم سپهر، ازدواج ایشان را در اول ماه رجب سال دوم هجری می‌داند و ماه صفر سال اول هجری را نیز بیان می‌دارد. [۶۲]
با وجود همه اختلاف نظرهای دانشمندان و تاریخ نگاران شیعی در این باره، اکثریت آنان اتفاق نظر دارند که این نکاح مبارک پس از جنگ بدر در سال دوم هجری، رخ داده است. تولد امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) در سال سوم هجری نیز این سخن را تأیید می‌کند. درباره سن ازدواج حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) اختلاف نظر بیشتری وجود دارد؛ زیرا اختلاف نظر شدیدی که در تاریخ تولد ایشان به چشم می‌خورد، به سن ازدواج و شهادت ایشان نیز سرایت می‌کند. برخی دانشمندان اهل سنت[۶۳] چون تاریخ تولد آن حضرت را پنج سال پیش از بعثت می‌دانند، ازدواج ایشان را در ۱۸ سالگی و شهادت ایشان را در ۲۸ سالگی فرض می‌کنند. آنان درباره چنین برداشتی می‌گویند: اگر سن ازدواج آن حضرت را ۹ سالگی بدانیم، پس امام حسن در ۱۰ سالگی به دنیا آمده است که این امر، پدیده شگفتی است.
در پاسخ باید گفت از نظر علمی، این سن مانع از وضع حمل نخواهد بود. چه بسا دخترانی در سن‌های پایین‌تر از آن، بچه‌دار می‌شوند.[۶۴] با این حال، بیشتر دانشمندان امامیه مانند: ابن شهر آشوب، محدث قمی، محمد تقی سپهر و… بر این باور هستند که حضرت فاطمه، ۵ سال پس از بعثت به دنیا آمده است.[۶۵] با توجه به این گفته‌ها، باید سن ازدواج آن حضرت را ۹ سال و سن ازدواج علی(علیه‌السلام) را ۲۵ سال بدانیم.

با تشکر از سایت راسخون و موسسه سبطین.

سایت منبع:

w w w . 3 e r a t . c o m

 

پی نوشت ها

[۱] – بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۱۲۵٫
[۲] – از دیگر خواستگاران فاطمه(سلام‌الله‌علیها)، عثمان بن عفان بوده است. بانوی نمونه اسلام: ص ۶۴٫
[۳] – زندگانی فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها): ص ۴۷٫
[۴] – کشف الغمه، ج۱، ص ۳۵۴٫
[۵] – ناسخ التواریخ: ج ۳، ص ۳۹ ـ کشف الغمه: ج ۱، ص ۳۵۵٫
[۶] – علی(علیه‌السلام) من المهد الی اللحد: ص ۹۳-۹۴٫
[۷] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها): دکتر یمانی: ص ۱۳۲٫
[۸] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد: ص ۱۷۱٫
[۹] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد: ص ۱۷۱٫
[۱۰] – ناسخ التواریخ ج ۳، ص ۴۱٫
[۱۱] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد: ص ۱۷۲-۱۷۳٫
[۱۲] – همان.
[۱۳] – ناسخ التواریخ: ج ۳، ص ۴۱٫
[۱۴] – ناسخ التواریخ: ج ۳، ص ۴۶-۴۸٫
[۱۵] – همان.
[۱۶] – همان.
[۱۷] – بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۱۲۹٫
[۱۸] – موسوعة آل نبی(صلی الله علیه و آله): ص ۵۷۶٫
[۱۹۰] – بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۱۰۵- ۱۱۲٫
[۲۰] – همان.
[۲۱] – همان.
[۲۲] – بهجة قلب المصطفی(صلی الله علیه و آله): ص ۴۶۴٫
[۲۳] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد ص ۱۸۴٫
[۲۴] – حطیمیه، نام قبیله حطیمیه بن محارب است که زره‌های خوبی می‌ساختند.
[۲۵] – بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۱۳۰٫
[۲۶] – زندگانی فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها): ص ۵۲-۵۳٫
[۲۷] – ناسخ التواریخ: ج ۳، ص ۵۴٫
[۲۸] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد: ص ۱۸۰٫
[۲۹] – همان: ص ۱۸۱٫
[۳۰] – زندگانی فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها): ص ۵۳٫
[۳۱] – کشف الغمه: ص ۳۶۰ ـ بیت الاحزان: ص ۳۴٫
[۳۲] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد: ص ۱۸۶٫
[۳۳] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد: ص ۱۸۶٫
[۳۴] – همان.
[۳۵] – همان.
[۳۶] – بیت الاحزان: ص ۳۴٫
[۳۷] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد: ص ۱۸۶٫
[۳۸] – البته این خانه‌ی نخستین ایشان است که بعدها، پیامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را در کنار خود، سکونت داد. همان: ص ۱۸۷٫
[۳۹] – ناسخ التواریخ: ج ۳، ص ۱۸۷٫
[۴۰] – بانوی اسلام: ص ۸۴٫
[۴۱] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد: ص ۱۹۰٫
[۴۲] – همان.
[۴۳] – همان.
[۴۴] – همان: ص ۱۹۳٫
[۴۵] – همان: ص ۱۹۵٫
[۴۶] – همان: ص ۱۹۰٫
[۴۷] – ناسخ التواریخ: ج ۳، ص ۶۰٫
[۴۸] – بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۱۱۵٫
[۴۹] – کشف الغمه: ص ۳۵۳، فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها)، علی(علیه‌السلام) محمد علی(علیه‌السلام) دخیل: ص ۵۴٫
[۵۰] – بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۹۷٫
[۵۱] – بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۱۱۴٫
[۵۲] – بهجة قلب المصطفی: ص ۴۸۳٫
[۵۳] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد: ص ۱۹۸٫
[۵۴] – همان.
[۵۵] – ناسخ التواریخ: ج ۳، ص ۶۵٫
[۵۶] – بهجة قلب المصطفی: ص ۴۸۴٫
[۵۷] – ناسخ التواریخ، ج ۳، ص ۶۵٫
[۵۸] – فاطمة الزهرا(سلام‌الله‌علیها) من المهد الی اللحد: ص ۱۹۹ ـ انوار الزهرا(سلام‌الله‌علیها): ص ۳۳٫
[۵۹] – بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۹۷٫
[۶۰] – بانوی نمونه اسلام: ص ۹۰٫
[۶۱] – کشف الغمه: ج ۱، ص ۵۰۱٫
[۶۲] – ناسخ التواریخ: ج ۳، ص ۳۶٫
[۶۳] – ناسخ التواریخ: ج ۳، ص ۳۶٫
[۶۴] – درباره آگاهی از تحقق این نظریه نک: ۹ ماه انتظار، دکتر شعاع فروغی: ص ۸٫
[۶۵] – بانوی نمونه اسلام: ص ۳۸-۴۱٫

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




پیامک های زیبای تهذیبی ، اخلاقی و عرفانی (۱)

 

 

خدا کند که مرا با خدا کنی آقا

ز قید و بند معاصی رها کنی آقا

دعای ما به در بسته می خورد ای کاش

خودت برای ظهورت دعا کنی آقا

*****************

عیب کار از جعبه تقسیم نیست

سیم سیار دل ما سیم نیست

این خدا، این هم هزاران طول موج

دیش احساسات ما تنظیم نیست

*****************

دیدند دشمنان که در این خطه لاف نیست

شمشیر دوستان علی در غلاف نیست

در این قبیله نخل تناور همیشه هست

مقداد هست، مالک اشتر همیشه هست

که اینجا که کوفه نیست، خوارج علم شوند

سلمان نمرده است، اباذر همیشه هست

صف بسته اند این همه سردارها به شوق

یعنی برای پیشکشت، سر همیشه هست

روشن ترین روایت عمار می شویم

در عشق رهبری همه تمار می شویم

*****************

دیدند صلابت تو پا برجا ماند

انگشت تحیر به لب دنیا ماند

والله به تاریخ نخواهند نوشت

سید علی خامنه ای تنها ماند

*******************

فرض کن حضرت مهدی(عج) به تو ظاهر گردد:

ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟

لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم زهمه داراییت

داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟

با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران

می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟!

*******************

قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند

بس خجالت که از این حاصل ایام برد!

*******************

دست من گیر که این دست همان است که من

سالها از غم هجران تو بر سر زده ام

*******************

دل من گم شد اگر پیدا شد، بسپارید امانات”رضا(ع)”

و اگر از تپش افتاد دلم، ببریدش به ملاقات “رضا(ع)”

از ” رضا(ع) “خواسته ام، بگذارد که غلامش بشوم

همه گفتند محال است ولی

دل خوشم من به محالات “رضا(ع) ”

*******************

یا رب گناه جمله جهان را به ما ببخش / ما را سپس به رحمت بی منتها ببخش
هر چند ما نه ایم سزاوار رحمتت / ما را بدانچه نیست سزاوار ما ببخش . . .

*******************
آرامش چیست ؟
نگاه به گذشته و شکر خدا
نگاه به اینده و اعتماد به خدا
نگاه به اطراف و جستجوی خدا
نگاه به درون و دیدن خدا
لحظه هایت سر شار از بوی خدا . . .

*******************

باز آ… هرانچه هستی بازآی

گر کافر و گبر و بت پرستی بازآی

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی باز آی

*******************

لطفی کن و سربه راهمان کن یارب

رحمی به دل سیاهمان کن یارب

در روز حساب دستهامان خالیست

با رحمت خود نگاهمان کن یارب

*******************

تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را

(امام علی علیه السلام)

*******************

انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛ بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد

*******************

معبودا….

به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند

*******************

دوستانت بر سه گروهند:
دوست تو/
دوست دوست تو/
دشمن دشمن تو!

و دشمنانت نیز بر سه گروهند:
دشمن تو/
دوست دشمن تو/
دشمن دوست تو!
( امام علی علیه السلام )

*******************

امام حسن عسگری:

?”جُعِلَتِ الْخَبائِثُ فى بَیْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْکَذِبَ “

(تمام پلیدى ها در خانه اى قرار داده شده و کلید آن دروغگویى است)

*******************

بیچاره آدمی بخاطر شکمش که در میان دو رسوایی قرار میدهد، اول می گوید:

مرا پر کن وگرنه رسوایت می کنم….

و چون پر شد، می گوید: مرا خالی کن، وگرنه آبرویت را به باد می دهم….!

( لقمان حکیم )

*******************

همیشه مشکلات کوچکند و خدا بزرگ .

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : پیامک های زیبای تهذیبی، اخلاقی، اخلاقی و عرفانی (1)، پیامک های زیبای تهذیبی اخلاقی و عرفانی،




.
پنجشنبه 27 مهر 1391 :: نویسنده : امین .
ادعیه و اعمال ماه ذی الحجه  

اعمال ماه ذی الحجه

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 اعمال ماه ذی الحجه
6,050 0:14:23
 

دعای روز مباهله

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
10 فرهمند آزاد
4,479 0:19:06

دعای عرفه

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حاج محمود کریمی (جدید)
30,517 2:07:07
2 سلحشور سال 85 (قسمت اول)
3,753 0:25:34
3 سلحشور سال 85  (قسمت دوم)
3,576 0:24:21
4 سلحشور سال 85  (قسمت سوم)
3,325 0:22:39
5 سلحشور سال 85  (قسمت چهارم)
3,571 0:24:19
6 سلحشور سال 85  (قسمت پنجم)
5,036 0:34:19
7 دعای عرفه
5,842 0:49:49
8 حاج منصور ارضی (قسمت اول)
13,027 1:14:06
9 حاج منصور ارضی (قسمت دوم)
10,926 1:02:08
10 حاج منصور ارضی (قسمت سوم)
7,911 0:44:59
11 حاج منصور ارضی (قسمت چهارم)
10,106 0:57:28
12 موسوی قهار (قسمت اول)
6,209 0:35:01
13 موسوی قهار (قسمت دوم)
6,651 0:37:49
14 انصاریان (قسمت اول)
6,463 0:36:27
15 انصاریان (قسمت دوم)
7,109 0:40:25
16 منصوری (قسمت اول)
1,240 0:20:05
17 منصوری (قسمت دوم)
1,237 0:20:02
18 منصوری (قسمت سوم)
1,192 0:19:18
19 منصوری (قسمت چهارم)
988 0:15:59

دعای وارده در روز عید غدیر

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 محسن حسن زاده
2,534 0:10:48

دعاهای شب و روز عید غدیر

ردیف

توضیحات

پخش اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 محسن فرهمند آزاد (جدید)
5,216 0:2




نوع مطلب :
برچسب ها :




مدیحه های ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه زهرا (س)

 

1. حاج سعید حدادیان

ردیف

موضوع

برتر اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 هنگام سرور کائنات از امشب (سال 86)   2,770 0:11:48
2 نوید سپیده به گوش اهل دل رسیده 1,193 0:05:04

2. حاج حسن خلج



نوع مطلب :
برچسب ها :




پیامک (اس ام اس SMS) تبریک ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س)

 

عشق علی امروز چه منجلی است / امروز زهرا مهمان دل علی است
دل علی، امروز عرشی تر از همیشه است / امروز علی عاشق تر از همیشه است
سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س) مبارک

چشمی ندیده در زمین در هر زمان مانندشان
خورشید و مه تبریک گو بر وصلت و پیوندشان
شادی زهرا و علی پیداست از لبخندشان
لبخندشان دارد نشان از خاطر خرسندشان

امشب صدف، بر گوهری ، یک بحر گوهر می دهد
یک گوهر اما از دو عالم پر بهاتر می دهد
تبریک گو بر مصطفی جبریل از دادار شد
زهرا امانت باشد و حیدر امانت دار شد

ای ساقی کوثر کنار خود بهشتی رو ببین
                                                        قامت قیامت را نگر طوبا ببین مینو ببین
هر چند ماهِ رُخ عیان امشب به تو آسان کند
                                                         روزی رسد کز چشم تو رُخسار خود پنهان کند

امشب علی در خانه خود شمع محفل می برد
کشتی عصمت ، نا خدا را سوی ساحل می برد
مشکل گشای عالمی، حل مسائل می برد
انسان کامل را ببین ، با خود مکمل می برد

امشب خدا لطف نهان خود هویدا میکند
امشب تفاخر فرش بس بر عرش أعلا میکند
امشب دو تا را جفت هم ، از صنع یکتا میکند
یعنی علی ماهِ رخ زهرا تماشا میکند

 

سال روز پاک ترین، زلال ترین ، شادترین و مقدس ترین پیوند هستی مبارک باد
 

مظهر احسان و جود خالق یکتا علیست
                                        نور بخش ماه و خورشید جهان آرا علیست
در میان کل مردان ز ابتدا تا انتها
                                        در مقام همسری، زیبنده ی زهرا علیست

دیدم که به عرش شور و شوقی بر پاست / برپا گر این بزم شعف ذات خداست
گفتم به خرد چه اتفاق افتاده / گفتا که عروسی علی و زهرا است
سالروز ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه مبارک باد

بر اوج محبت علی اوجی نیست / در بحر بجز کرامتش موجی نیست
در کل ممالک و مذاهب به جهان / مانند علی و فاطمه زوجی نیست
سالروز نورانی ترین پیوند هستی مبارک

فاطمه جان؛ بسته خدا عقد تو را با علی
فاطمه شد چشم و چراغ خانه ات یا علی

اینک، دست مقدس فاطمه علیهاالسلام ، در دست بی کران علی(ع)
حلاوت هلهله فرشتگان را لمس می کند و شور کبریایی افلاکیان را برمی انگیزد.

شب پیوند مرتضی و فاطمه علیهاالسلام نیست؛
بلکه امشب، شب تجدید یگانگی انسان با ذات خداست
و مبارک باد بر همه کائنات
                این لبخند بی زوال پروردگار در گستره خلقت خویش

نام علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام
لب ها را به شادی واداشته است
نوبت عاشقی را در چشم هایِ اکنون می شود خواند
سرود یکدلی در گیسوان نخلستان پیچیده است





نوع مطلب :
برچسب ها :




سر منزل عشق با نوای حاج صادق آهنگران


به بهانه ی حضور نورانی حضرت عشق ، فرمانده عشق ، رهبر عشق آقا و سرور سید علی خامنه ای در استان خراسان شمالی سرود بسیار زیبای سر منزل عشق با صدای حاج صادق آهنگران تقدیم شما می گردد.

 

اطلاعات فایل دریافتی :

حجم : 11 مگابایت | فرمت flv

حجم : 02:31

دانلود - Direct Download Link





نوع مطلب :
برچسب ها :




.
یکشنبه 23 مهر 1391 :: نویسنده : امین .
 
امام جواد(ع) و راز شهادت


عباس كوثرى


هشتمین امام معصوم(ع) در انتظار پسر و شیعیان در تب و تاب ‏رویت جمال جواد الائمه(ع) بودند. حدود چهل و هفتمین بهار عمر امام رضا(ع) سپرى مى ‏شد، اما هنوز فرزندى كاشانه پر فروغش را فروزان نساخته بود.

از طرفى حضرت مورد طعنه دشمنان و زخم زبان‏آنها قرار داشت كه گاه بوسیله نامه نیز آن حضرت را مورد آزارقرار مى‏دادند كه نمونه آن را مى‏توان در مكتوب «حسین ابن‏ قیاما» مشاهده كرد.
او كه از سران «واقفیه‏» بود در نامه‏ اى ‏به امام رضا(ع) مى‏نویسد: چگونه ممكن است امام باشى در صورتى‏كه فرزندى ندارى و امام(ع) پاسخ او را چنین نگاشت كه از كجامى‏دانى كه من فرزندى نخواهم داشت.

چند روزى طول نخواهد كشید كه‏ خداوند به من پسرى عنایت‏ خواهد كرد كه حق را از باطل جدا مى ‏كند. تا اینكه طبق پیش بینى امام (ع) در رمضان سال 195 هجرى‏و به نقل از ابن عیاش در دهم رجب آن سال ستاره امام جواد(ع)متجلى شد و مادرش «سبیكه‏» را كه از خاندان «ماریه قبطیه‏» همسر پیامبر(ص) بود و به فرموده امام رضا(ع) آفرینشى پاكیزه ومنزه داشت. مرتبت و مقامى والاتر بخشید.

ولادت امام جواد(ع) تمامى شایعات مربوط به امام رضا(ع) راپایان بخشید و دلهره و اضطراب را از میان شیعیان زدود.

بدین ‏جهت، كه امام در حق فرزندش فرمود: این مولودى است كه براى‏شیعیان ما «در این زمان‏» با بركت‏ تر از او زاده نشده است.

مولودى كه حدود شانزده سال رهبرى و امامت ‏شیعیان را عهده دارشد و در این راستا آثارى شگفت از خویش به یادگار گذارد و مكتب‏ علمى، اجتماعى شیعه را جلوه خاص بخشید.

شهادت آن بزرگوار پایانى است ‏بر تلاشهاى چشمگیر و پر فروغش ‏تلاشهایى كه خلفاى بنى عباس و دشمنانش را آنچنان غافلگیر نمودكه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمایند و بدین جهت در صدد شهادت‏ آن حضرت بر آمدند و این نوشتار نگاهى است‏ به عوامل و موجبات‏ شهادت آن حضرت كه در این زمینه به بررسى سه عامل مى‏پردازیم:



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :




از کجا می گوییم حجاب فطری است؟/ سه شاهد قرآنی
یكی از مسائل دامنه داری كه در محافل علمی مطرح شده، این است كه آیا اموری مانند حیا و پوشش، فطری اند یا نه؟ اگر حیا فطری باشد، مشترك میان همه انسان ها خواهد بود نه این که در برخی انسان ها حیا وجود داشته باشد و در برخی دیگر نه، و دیگر این که ثابت خواهد بود و بر اثر گذر زمان، تغییر نخواهد كرد. نه این که روزگاری حیا در میان مردم وجود داشته باشد؛ اما روزگاری برسد كه حیا از میان آنان، رخت بربندد. بیاییم به دیدگاه قرآن پیرامون فطری بودن پوشش نظری بیفکنیم.


سه شاهد قرآنی بر فطری بودن حیا و پوشش

آدمی فطرتاً و از روی طبع، به پوشش بدن خود میل دارد و از برهنگی مضطرب می شود .در این جا به سه شاهد قرآنی مینی بر فطری بودن حیا و پوشش اشاره می کنیم :

1- احساس شرم از اتهام به بی عفتی

قرآن در قصه حضرت مریم (سلام الله علیها)، پس از این که می گوید مریم به اعجاز الهی باردار شد و برای این که مردم نادان او را به فحشا و بی عفتی متهم نکنند از آنان فاصله گرفت تا دور از آن ها وضع حمل کند می فرماید: "یا لَیْتَنی‏ مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّا"1(حضرت مریم آن قدر ناراحت شد که ) گفت : ای کاش پیش از این، مرده بودم و به کلی فراموش می شدم. این سخن، نهایت پریشانی و ناراحتی زنی است که احساس می کند از نظر مردم، پرده حیا و عفتش لکه دار شده است؛ از این جهت آرزوی مرگ می کند. این نشان می دهد حیا تمام وجود اوست و با رفتن آن جانش هم در حال از بین رفتن است و این به جز فطری بودن حیا، دلیل دیگری ندارد.

علت این که در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی و خود آرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد شکار است و زن شکارچی و از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار و مرد شکارچی است

2- احساس شرم از پرده دری در برابر بت و خدا

قرآن در قصه حضرت یوسف (علیه السلام) به حرکت فطری زن عزیز مصر اشاره می کند که وقتی خواست از یوسف کام بگیرد درها را بست "وَ غَلَّقَتِ الْأَبْواب"2 تا کسی او را نبیند. در روایتی آمده است : در این هنگام آن زن با پارچه ای روی بت خود را پوشاند. یوسف از او پرسید : چرا این کار را کردی؟ گفت : از بت حیا می کنم . یوسف گفت : تو از بت حیا می کنی ولی من از خدا حیا نکنم.3 از این جریان مشخص می شود که حیا امری فطری است؛ زیرا مثل چنین زنی هم به طور فطری و غریزی چنین احساسی دارد.

3-احساس شرم از نمایان شدن جاذبه های جسمی
حضرت یوسف

قرآن کریم در داستان حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) بیان می دارد که آن ها فریفته شیطان شدند و از درخت ممنوعه خوردند. هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان (زشتی های پهنان اندامشان) بر آن ها آشکار شد و (به سرعت) شروع به قرار دادن برگ های بهشتی بر خود کردند تا آن را بپوشانند. وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ4 از این داستان به روشنی می توان فهمید که آدم و حوا هنگام برهنه شدن، مضطرب و پریشان شدند؛ زیرا برای رهایی از این حالت، به برگ های درختان پناه آورند. این در حالی است که :

- آن ها همسر یکدیگر بودند و جایز بود در مقابل هم برهنه شوند.

- هیچ کس در آن جا نظاره گر آن ها نبود تا شرمندگی شان به خاطر او باشد.

- چون اولین انسان بودند، پوشش برای آن ها جنبه اکتسابی هم نداشت.

بنابر این تنها دلیل اضطراب ایشان از برهنگی، فطری بودن حیا و به دنبال آن فطری بودن پوشش در آن ها بود و چون برهنگی خلاف فطرت است، اضطراب به همراه دارد.


حضرت آدم علیه السلام

پریشانی حوا با آدم متفاوت است

جاذبه های جسمی و اندام هایی که انسان از کشف آن حیا می کند، در زن و مرد متفاوت است. در مردان فقط اندام جنسی، یا حداکثر بین ناف تا زانو جاذبه جسمی دارد، چنان که بعضی از روایات آن را تایید می کند؛ ولی در زنان، تمام بدن دارای جاذبه جسمی است.

بنابراین زن مانند مرد نیست که فقط از کشف اندام جنسی حیا کند، بلکه کمترین برهنگی برای زن در مقابل مرد آزار دهنده است. از این روی می توان نتیجه گرفت از نظر قرآن هر گونه برهنگی زن، با فطرت او در تضاد است و همین امر موجب اضطراب او می شود.

اسلام برای این که زن از این آسیب محفوظ بماند بین تشریع و تکوین هماهنگی ایجاد کرده است. به همین دلیل حکم حجاب، یعنی پوشش تمام بدن، مخصوص زنان شده، ولی حجاب مردان در حد پوشیدن اندام جنسی یا حداکثر بین ناف تا زانوست.


غریزه خودنمایی و تبرج

یکی از ویژگی های مهم زنان، خصیصه تبرج و خود نمایی است که به صورت غریزی و طبیعی در آنان وجود دارد . قرآن در دو آیه از آیات حجاب از تبرج و خود نمایی زنان صحبت و آن را به محیط خانواده محدود کرده است. در یک آیه می فرماید : "وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی"5 یعنی ای زنان ! (در برابر نامحرم) ظاهر نشوید و خود نمایی نکنید؛ مانند خود نمایی دوران جاهلیت نخستین . در آیه دیگری هم می فرماید : "غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینَةٍ"6. یعنی زنان، (در برابر نا محرمان) با زینت ها و آرایش هایشان خود نمایی نکنند.

قرآن در این آیات فقط زنان را از تبرج و خود نمایی و به نمایش گذاشتن جاذبه های جسمی خود را در برابر نا محرم نهی کرده و از تبرج مردان سخنی نگفته است.

یوسف گفت : تو از بت حیا می کنی ولی من از خدا حیا نکنم. از این جریان مشخص می شود که حیا امری فطری است؛ زیرا مثل چنین زنی هم به طور فطری و غریزی چنین احساسی دارد

شهید مطهری درباره آثار این غریزه و نیز اختصاص آن به زنان می نویسد : اما علت این که در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی و خود آرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد شکار است و زن شکارچی و از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار و مرد شکارچی است.7


جمع بین دو میل به پوشش و خودنمایی

دین اسلام غریزه خودنمایی و تبرج زن را نادیده نگرفته بلکه به آن اهمیت هم داده است و تلاش کرده زنان افزون بر دارا شدن زیبایی درونی و اخلاقی از نظر ظاهری هم جذاب و زیبا باشند زیرا توجه به آرایش و زیبایی ظاهری نه تنها پاسخی منطقی و صحیح به اقتضای طبیعی و غریزی آنان در جلوه گری و جلب توجه دیگران است؛ بلکه سبب می شود زن شادتر و با نشاط تر باشد و از این راه شادابی و نشاط بودن را به زندگی خانواده اش نیز وارد کند.

چرا که یکی از عوامل مهم با نشاط بودن زن، داشتن ظاهری زیبا و دلپسند است که شوهرش را پی در پی به وجد آورد و خود نیز از این راه به شوق آید. در نتیجه کوشش زن در جذاب بودن و آرایش کردن برای شوهر، ضمن این که نیاز طبیعی زن به خود نمایی و تبرج ارضا می کند، وی را از جلوه گری و خود نمایی برای مردان نا محرم نیز بی نیاز می دارد؛ زیرا او برای شوهری خودآرایی کرده که حقیقتا به عشق می ورزد و در دوستی اش وفادار است. به این ترتیب هم نیاز غریزی او را به آرایش و تجمل بر طرف می شود و هم از آفت ها و انحراف های عشق آزاد رهایی می یابد.

نتیجه آن که وقتی حیا در زن فطری باشد پوشش و حجاب که لازمه حیا می باشد نیز فطری خواهد بود ؛ زیرا امکان ندارد زنی حیا داشته باشد و آن گاه اجازه دهد نا محرم از نگاه کردن به بدن او لذت ببرد.

پی نوشت ها:

1- سوره مریم، آیه 23.

2- سوره یوسف، آیه 23.

3- ترجمه المیزان، ج‏11، ص: 176.

4- سوره اعراف، آیه 22.

5- سوره احزاب، آیه 33.

6- سوره نور، آیه 60.

7- استاد مطهری، مجموعه آثار، ج 19، ص 436.

فاطمه سرفرازی




نوع مطلب :
برچسب ها :




دیدار خانواده‌ شهدای خراسان شمالی با رهبر انقلاب
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب عصر امروز (شنبه)در دیدار خانواده های شهیدان، جانبازان و ایثارگران استان خراسان شمالی، پدیده شگفت آور رویش های جدید و بیشمار انقلاب اسلامی در نسل جوان را نتیجه بركت خون شهیدان دانستند و تأكید كردند: با وجود برخی ریزش ها از میان قافله انقلاب، رویش های فراوان انگیزه های جدید و عزم های راسخ و آگاه، ملت ایران را اكنون به خط شكن شجاعت و ایستادگی در مقابل فزون خواهی سلطه گران تبدیل كرده است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر این كه روی برگرداندن عده ای از انقلاب اسلامی به معنای از حركت ایستادن قافله انقلاب نیست افزودند: برخی افراد به دلایل مختلف همچون احساس خستگی یا تردید در گذشته خود و یا فریفته شدن به لبخند دشمن، از مسیر انقلاب خارج شدند اما در مقابل، به بركت خون شهیدان، رویش های جدید و فراوانی در نسل جوان بوجود آمده كه سراسر كشور را لبریز از روحیه ایستادگی، ثبات و عزت كرده است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطر نشان كردند: اگر در دوره ای رزمندگان اسلام در منطقه عملیاتی خط شكنی می كردند، امروز نسل جوانی كه امام، شهدا و دفاع مقدس را ندیده است، در ایستادگی در مقابل زیاده خواهی قدرت ها، خط شكن است.
ایشان صاحبان اندیشه را به تأمل در خصوص پدیده شگفت آور بیشماری رویش های انقلاب در مقابل ریزش های آن دعوت كردند و افزودند: آگاهی و عزم راسخ نسل جوان كنونی اگر بیشتر از جوانان دوران دفاع مقدس نباشد، كمتر نیست.
رهبر انقلاب اسلامی تأكید كردند: جامعه، امروز مملوّ از جوانهای شجاع، آگاه، آشنا به حقایق زمان و مسلط به مسائل گوناگون سیاسی است كه رویش های جدید انقلاب هستند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به قضاوت های غلط برخی افراد در مورد نسل جوان و نگرانیهایی كه آنان در برخی مواقع اظهار می دارند، افزودند: بر خلاف این قضاوت های نادرست، جوانان كشور، با ایمان و علاقمند به راه شهدا و انقلاب هستند.
ایشان در پایان با تجلیل از خانواده های شهیدان و ایثارگران و همچنین صبر و بردباری همسران جانبازان خاطر نشان كردند: همه ملت ایران باید سپاسگزار خانواده های شهدا باشند و فرزندان شهیدان نیز باید میراث گرانبهای پدران خود را با افتخار به نسل های بعد بسپارند.
در ابتدای این دیدار آقایان داراب بدخشان پدر شهید و شاعر برجسته استان، و حسین سقایی جانباز قطع نخاعی و خانم صدیقه بهاری فرزند سردار شهید خلیل الله بهاری به قرائت شعر، بیان دكلمه و ذكر خاطرات دفاع مقدس پرداختند.
همچنین آقای زریبافان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران به نمایندگی از خانواده های معظم شهدا و ایثارگران استان خراسان شمالی به رهبر معظم انقلاب خیر مقدم گفت.



نوع مطلب :
برچسب ها :




حاج محمود کریمی. علی العباس واویلا
حاج محمود کریمی. علی العباس واویلا




نوع مطلب : صوتی، 
برچسب ها :






( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات