******منتظر******
آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):بسیجی یعنی علی (ع) که تمام وجودش وقف اسلام بود
                                                        
درباره وبلاگ

در كهكشان خیالم سرى به محرم سال 1340 مى زنم. هنگامى كه زمین و آسمان در سوگ وارثان آدم گریان بودند، تولد پسرى رقم خورد كه به احترام اباعبدالله الحسین نامش را اكبر گذاشتند. در سال 1353 شهر و دیارش را به مقصد شیراز ترك كرد و سال 1356به منزل و ماواى خود برگشت. اكبر چون دیگر هم‌میهنانش با شروع انقلاب خودش را وقف خدمت به اسلام و مردم كرد در سال 1358 به عضویت سپاه درآمد و در مسوولیت‌هاى مختلف از جمله مسوولیت تحقیقات نظامى قرارگاه كربلا، مسوول آموزش تیپ 72 و مسوول تخریب تیپ قرارگاه خاتم‌الانبیا (ص) انجام وظیفه نمود. وى در عملیات ثامن‌الائمه (ع) زخمى شد؛ به طورى كه امید به زنده بودنش نبود و زمزمه كلام روحانیش آیه‌اى از قرآن بود كه "ان تنصر الله ینصركم و یثبت اقدامكم" . سرانجام در عملیات كربلاى پنج شلمچه در سال 1365 شربت شهادت نوشد.
مدیر وبلاگ : امین .
نویسندگان
نظرسنجی
محتوا وبلاگ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
‎‏‎ تماس با ما
  

si36lc_535

همه ادیان الهی در دو موضوع پایان تاریخ و پایان جهان سخن گفته و اظهار نظر کرده اند. بشر به مقتضای حب ذات و طبیعت جستجوگرش همواره به آغاز و انجام جهان و خود می اندیشیده است، با این همه آن چه برای او مهم تر می نماید انجام این دو امر است. به سخنی دیگر از مهم ترین دغدغه های فلسفی انسان دانش به فرجام بشر نه تنها در زمین بلکه در جهان مادی ای است که ما از آن به عالم تعبیر می کنیم. مسأله پایان تاریخ و فرجام بشر نه تنها مورد توجه ادیان الهی و غیرالهی بوده است بلکه فلاسفه و مکاتب بشری را نیز وادار به پیشگویی نموده است. بی گمان سخن فوکویاما در نظریه فلسفی- پیشگویانه پایان تاریخ و یا مرحله کمونیسم در فلسفه جبری- تاریخی مارکس، یا ظهور مسیح یهودیان، بازگشت مسیح ترسایان، ظهور بودای دوازدهم، تولد یا ظهور مهدی(ع) مسلمانان و یا منجی زرتشتیان همه حکایت از این دغدغه بشری دارد. در همه این پیشگویی های مربوط به پایان تاریخ بشری خبرهایی از سعادت و خوشبختی و پایان ستم و بیداد و بی عدالتی است. در تمام نگرش فلسفی و جبرگرایانه تاریخی این ملل و نحل کم و بیش سخن از سرانجام خوش و سعادت آمیز و ظهور رفاه و نعمت و عدالت و آسایش و آرامش است. به این معنا که این امر قطعی و یقینی بوده و تاریخ به صورت جبری به این سمت و سو در حرکت است و دیر یا زود این امر جامه تحقق خواهد پوشید.
اما این تنها مسأله و دغدغه بشر نیست. مسأله دیگری که در ردیف آن ذهن انسان را به خود مشغول داشته است، مسأله پایان تاریخ نیست بلکه دغدغه پایان جهان دنیوی است. در این وادی هر کس به روشی سخن گفته و داده های علمی و فلسفی خود را طرح کرده است. دانشمندان عرصه های مختلف علمی به ویژه ستاره شناسان و اخترپژوهان به این مسأله توجه داده اند که انجام گیتی چگونه خواهد بود. هر روز بر پایه داده هایی که ابزارهای نوین اخترپژوهی فراهم می آورد از سوی ایشان تحلیل شده و به اطلاعات مهمی تبدیل و در اختیار رسانه ها و مردم قرار می گیرد. این داده ها و اطلاعات سخن از پیدایش یا نابودی اختری یا کهکشانی می دهد که در دور دست ها اتفاق می دهد. هر از گاهی سخن از پایان و خاموشی گیتی و جهان مادی کنونی در مطبوعات و دیگر رسانه ها به میان می آید و توجه افکار عمومی را به خود مشغول می دارد. گروه های مذهبی با پدیداری دنباله داری دست به خودکشی جمعی می زنند و به امید پایان جهان خود را در آتش می سوزانند.(۱) این نه مسأله امروز ما بلکه مسأله ای است که از دیرباز اذهان را به خود مشغول داشته است.
قرآن نیز به هر دوی این دغدغه های بشر توجه داشته و به پاسخگویی و تبیین آن پرداخته است. در مسأله پایان تاریخ بشری، پایانی خوش بینانه و سعادت آمیز و روشنی را برای بشر ترسیم نموده است که در اندیشه شیعی به صورت عدالت جهان گستر مهدوی (عج) ظهور و بروز می کند.
مطالبی که در پی می آید درباره انجام و پایان جهان است و این که قرآن چه سرنوشت و نشانه هایی را برای پایان جهان بیان کرده است. با هم این مقاله را می خوانیم:
با نگاهی به مجموعه آیات قرآن درمی یابیم که قرآن زوال و نیستی جهان کنونی را مترادف با نیستی محض آن نمی داند بلکه آن را در بخشی از یک فرآیند قرارداده که به مفهومی پایانی برای آن متصور نیست. به این معنا که نیستی و زوال دنیا و جهان مادی کنونی برای تبدیل شدن به جهانی نو با شکل و شمایل و ماهیتی دیگر می باشد. تبدیل جهان مادی به جهانی دیگر نیازمند فروپاشی این دنیای مادی است که قرآن از آن به «یوم تبدل الارض غیرالارض والسموت» تعبیر می کند. آن چه از آیات قرآن – و حتی بعضی از سوره های اختصاصی که به مسأله پرداخته است- برمی آید، جهان هنگام تبدل از صورتی به صورت دیگر و ایجاد «طرحی نو» دچار حوادث و رخدادهایی می گردد که در قرآن از آن به «اشراط الساعه » تعبیر شده است. برای آشنایی خوانندگان با این تحولات و رخدادها نگاهی به این آیات داریم، باشد که از آن پند گرفته و به قیامت رستاخیز بیندیشیم.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : پژوهش، 
برچسب ها :




شیطان

 

همه ما شیطان را به عنوان موجودی می ‌شناسیم که پیوسته انسان را در زندگی وسوسه کرده و او را به تمایلات نفسانی و شهوات می‌کشاند. حال این تمایلات در برخی ضعیف‌تر و در برخی‌دیگر قوی‌تر است.
از نظر منطق قرآن کریم هم شیطان یکی از مخلوقات متمرد خداوند متعال است که به سبب معصیت، از درگاه رحمت الهی رانده شد و قسم یاد کرد که تا قیامت بندگان خدا را فریب دهد.
با این اوصاف، شکی نیست که ما پیوسته در معرض وسوسه‌های شیطانی هستیم. حال سوال اینجاست که برای جلوگیری از نفوذ و راهیابی شیطان به وجودمان و به زندگی دنیوی‌مان چه باید بکنیم.

*جلوگیری از نفوذ شیطان

اولین راه بستن نفوذ شیطان، اخلاص است.
مخلَص، یعنی کسی که خداوند او را پاک کرده باشد.
کلمه مخلصین به فتح لام، هشت بار در قرآن آمده است.
خداوند در سوره ص از زبان شیطان می‌فرماید: قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ (۸۲) إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ (۸۳)
ابلیس گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد مگر بندگان خالص تو را!»
در سوره مریم آیه ۵۱ می‌فرماید: وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسى‏ إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا؛‌ و در این کتاب (آسمانى) از موسى یاد کن، که او مخلص بود، و رسول و پیامبرى والا مقام.
همچنین در آیه ۲۴ سوره یوسف، خداوند می‌فرماید: إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ؛ چرا که او از بندگان مخلص ما بود.
اما کلمه مخلص به کسر لام، به معنای کسی که اخلاص دارد، چهاربار در قرآن آمده و مخلصون یک بار و مخلصین هفت بار در قرآن به کار رفته است.
اخلاص یعنی این که عملی را که انسان انجام می‌دهد، فقط به خاطر خدا باشد، انگیزه‌های مادی و غیرمادی در آن دخالت نداشه باشد، تحقق اخلاص با تمرین کردن، نصیب انسان می‌شود. گفتن بسم‌الله در آغاز هر کار، زمینه خالص‌شدن آن را فراهم می‌کند و در حقیقت ارزش هرکاری به اخلاص و معرفت می‌باشد.
«توکل بر خداوند»
قرآن می‌فرماید: إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (سوره نحل ایه ۹۹)؛ چرا که او، بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل مى‏کنند، تسلّطى ندارد.
اما شیطان نسبت به کسانی از او تبعیت می‌کنند و گمراه هستند، تسلط دارد قرآن می‌فرماید: إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوینَ (سوره حجر۴۲) بر بندگانم تسلّط نخواهى یافت؛ مگر گمراهانى که از تو پیروى مى‏کنند.

*تو را در دره پرت می‌کنم!

علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب لب الالباب در سیر سلوک (صاحبان عقل)، نقل می‌کند: حاج امام قلی نخجوانی که استاد معارف مرحوم آقا سید حسین قاضی پدر مرحوم میرزا علی آقا قاضی‌(ره) بود و در نزد مرحوم آقا سید قریش قزوینی‌(ره) در اخلاقیات و معارف الهیه مراتب استکمال را طی می‌نمود، گفت:
پس از آن که به سن پیری رسیدم، دیدم با شیطان در بالای کوهی ایستاده‌ایم، من دست خود را بر محاسن گذارده و به او گفتم: مرا سن پیری و کهولت فرا گرفته،‌اگر ممکن است از من بگذر. شیطان گفت: این طرف را نگاه کن، وقتی نظر کردم دره‌ای بسیار عمیق دیدم که از شدت خوف و ترس عقل انسان مبهوت می‌ماند.
شیطان گفت: در دل من رحم و مروت و مهر و عطوفت قرار نگرفته اگر چنگال من بر تو گیر کند و دستم به تو رسد جای تو در ته این دره خواهد بود که تماشا می‌کنی و چنان تو را در آن سرنگون کنم که بند از بندت جدا شده و پیکرت قطعه قطعه شود.
حضرت‌علی‌(ع) فرمودند: مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ لَمْ یَضُرَّهُ شَیْطَان، هرکس به خدا متوسل شود، شیطان به او ضرر نمی‌رساند. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم)
اواخر عمر آیت الله کوهستانی (ره) بود که برای تجدید کارت معافیت تحصیلی، از مشهد به بهشهر آمدم. در این سفر ایشان بیمار بودند، ولی در بستر بیماری هم سیر و سلوک ویژه ای داشتند. از دیدنی ها و از شنیدنی های دنیا دور بود. در همان حال معنوی، درخواست نصیحت و پندی کردم، فرمود:
۱- همراه با قرآن باشید و از قرآن جدا نشوید.

۲- نماز شب را ترک نکنید.

۳- نماز را اول وقت بخوانید.
آن مرد الهی بعد فرمود: مواظب شیطان باشید که برای فریب دادن هر انسانی آماده است. من عمری را سپری کرده ام دیگر وقتی برایم باقی نمانده است. و فقط منتظر صدایی هستم که مرا بخواند تا با کاروان آخرت همراه شوم. با این حال شیطان می خواهد مرا هم وسوسه کند. در این حال صدای گریه آن رادمرد پاک باخته بلند شد. مجله بشارت شماره ۲۸- فروردین ۱۳۸۱- به نقل از (سید عنایت الله دریاباری)
در دعای حزین با زبان حال می‌خوانیم:
فَیَا غَوْثَاهْ ثُمَّ وَا غَوْثَاهْ بِکَ یَا اللَّهُ مِنْ هَوًى قَدْ غَلَبَنِی وَ مِنْ عَدُوٍّ اسْتَکْلَبَ عَلَی؛

«خدایا! کمکم کن، به دادم برس، از هوایى که بر من غالب شده!، از دشمنى که چون سگ بر من پارس مى‏کن. (عده الداعی و نجاح الساعی ص ۲۰۶)
صدر المتالهین شیرازی در کتاب مفاتیح‌الغیب نقل کرده است، که مردی می‌گفت: از پروردگار خود در خواست کردم تا محل و مکان شیطان را در دل آدمی به او نشان بدهد، پس به وقت خوابیدن و استراحت کردن، در خواب مردی را دیدم که پیکر مانند بلور است، به طوری که درون او از بیرون دیده می‌شد خوب که به درون آن پیکر بلورین نگاه کردم، شیطان را دیدم که به صورت قورباغه‌ای با خرطومی باریک و دراز، بر روی شانه چپ او، میان گوش و دوشش نشسته، و خرطومش را از شانه چپ فرو برده و به قلب او رسانده، و او را وسوسه می‌کند در این وضع وقتی آن شخص در دل یاد خدا می‌کند و ذکر خدا را می‌گوید، آن قورباقه خود را عقب می‌شکد و می‌گریزد و این تجسم وجود شیطان و اثر ذکر و یاد خدا در قلب، روح و جسم آدم، و از طرفی غفلت از یاد خدا و دوری از ذکر خدا باعث وسوسه و نفوذ شیطان در انسان است.
بار پروردگارا به تو پناه می‌برم از این دشمن قسم خورده شیطان لعین.

*مادر شیطان‌ها را دیدم!

در انوار جزائری است که در سال قحطی، در مسجدی واعظی روی منبر بود و می‌گفت: کسی که بخواهد صدقه بدهد هفتاد شیطان به دستش می چسبند و نمی گذارند،صدقه بدهد.
مؤمنی پای منبر این سخنان را شنید تعجّب کنان به رفقایش گفت: صدقه دادن که این چیزها را ندارد، اینک من مقداری گندم درخانه دارم، می روم و برای فقرا به مسجد خواهم آورد و از جایش حرکت کرد. وقتی که به خانه رسید و زنش از قصدش آگاه شد. شروع به سرزنش او کرد که در این سال قحطی رعایت زن و بچّه و خودت را نمی کنی؟ شاید قحطی طولانی شد، آن وقت ما از گرسنگی بمیریم و… خلاصه به قدری او را وسوسه کرد که آن مرد مؤمن دست خالی به مسجد نزد رفقا برگشت. از او پرسیدند چه شد؟ هفتاد شیطانی که به دستت چسبیدند، را دیدی؟. پاسخ داد: من شیطان ها را ندیدم لکن مادرشیطان را دیدم که نگذاشت. انسان می خواهد در برابر شیاطین مقاومت کند اما شیطان به زبان زن یا رفیق و… مصلحت بینی می کند و نمی گذارد. (اخلاص وانفاق- دستغیب- ص۱۵۵)
سه عملی که باعث چیره‌شدن شیطان بر انسان می‌شود
حضرت موسی علیه السلام در جایی نشسته بود، ناگاه ابلیس که کلاه رنگارنگی بر سر داشت نزد موسی علیه السلام آمد، وقتی که نزدیک شد کلاه خود را (به عنوان احترام) از سر برداشت و مؤدبانه نزد موسی علیه السلام ایستاد. حضرت موسی گفت: تو کیستی ؟ ابلیس جواب داد: ابلیس هستم. موسی (ع) پرسید: تو ابلیس هستی؟ خدا تو را از ما و دیگران دور گرداند. ابلیس گفت: من آمده ام به خاطر مقامی که در پیشگاه خدا داری بر تو سلام کنم. موسی پرسید: این کلاه چیست که بر سر داری ؟ ابلیس پاسخ داد: با (رنگها و زرق و برقهای) این کلاه، دل انسان ها را می‌ربایم. موسی پرسید: به من از گناهی خبر بده که اگر انسان آن را انجام دهد ، تو بر او پیروز می شوی و هر کجا که بخواهی افسار او را به آنجا می کشی. ابلیس گفت: «اِذا اَعجَبَتهُ نَفسُهُ ، وَاستَکثَرَ عَمَلَهُ، و صَغُرَ فِی عَینِهِ ذَنبُهُ؛
سه حالت گناه است که اگر انسان گرفتار آن شود، من بر او چیره می گردم،
۱- هنگامی که او خودبین شود و از خودش خوشش آید

۲- هنگامی که او عمل خود را بسیار بشمرد

۳- هنگامی که گناه در نظرش کوچک گردد.

(الکافی ج ۲ص ۳۱۴)

تهیه: محمد حسین امین





نوع مطلب : پژوهش، 
برچسب ها :




.
چهارشنبه 19 مهر 1391 :: نویسنده : امین .
قابل توجه خانم‌های محجبه
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در كنار یكدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود.

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است . استعمال این كلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. (در قرآن این كلمه در هشت مورد به كار رفته كه بیش‌تر به معنای حاجز، مانع، حایل و پرده است.)

این كلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد كه پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلكه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود كه از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد. (استاد مطهری، مسئله‌ی حجاب، ص 78)

در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یكی از احكام وجوبی اسلام، این است كه زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‎گری و خودنمایی نپردازد.

بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در كنار یكدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممكن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت كه حجاب اسلامی محقق شده است.

گاهی مشاهده می‎كنیم كه بسیاری از زنان محجبه در پوشش خود از رنگ‎های شاد و زیبا و تحریك برانگیز استفاده می‎كنند كه به اندامشان زیبایی خاصی می‎بخشد و در عین پوشیده بودن بدن زن، زیبایی‎اش آشكار است، گویی كه اصلاً لباس نپوشیده است؛ و این دور از روح حجاب است. (علامه سیدمحمدحسین فضل الله، مجله‎ی پیام زن، «جوانان، ورزش و حجاب» شماره‌ 74، ص 19)

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود كه مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قائل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در ابعاد مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است

اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یك نوع آن حجاب ذهنی، فكری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فكری و روحی صحیح است كه می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فكری، مثل كفر و شرك جلوگیری نماید.

علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب كه در رفتار خارجی انسان تجلی می‎كند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه كه مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند:

لِلْمُۆْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ؛ ای رسول ما به مردان مۆمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.(سوره‌ نور (24)، آیه‌ 30)

قُلْ لِلْمُۆْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ؛ ای رسول به زنان مۆمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند. (سوره‌ ‌نور (24)، آیه‌ 31)

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ؛ پس زنهار نازك و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن كه دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد. (سوره‎ی احزاب (33)، آیه‎ی 32)

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند كه با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ؛ و آن طور پای به زمین نزنند كه خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. (سوره‌ی نور (24)، آیه‌ی 31)

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود كه مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قائل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در ابعاد مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

منابع:

کتاب حجاب شناسی حسین مهدی زاده

سایت اندیشه قم





نوع مطلب : پژوهش، 
برچسب ها :




.
سه شنبه 9 خرداد 1391 :: نویسنده : امین .

رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از بانوان نخبه اشاره كردند: «میتوان امیدوار بود كه در طول زمان - میان‌مدت یا بلندمدت - آن چیزى كه امروز میتوان آن را بحران مسئله‌ى زن در دنیا دانست، حل شود. آن دو چیز، یكى عبارت است از نگاه غلط و بد فهمیدن جایگاه زن و شأن زن در جامعه؛ كه این نگاه و این بدفهمى از غرب شروع شده و خیلى هم قدیمى و ریشه‌دار نیست...» گفتار زیر از حجت‌الاسلام و المسلمین میرباقری درباره نقد نگاه غرب به زن و لزوم بازتعریف نقش زن مسلمان براساس الگوی «انتظار» است:

 

مأموریت ما
برای این‌كه بتوانیم الزامات «انتظار» را در حوزه‌ی مسئولیت و مأموریت بانوان درك كنیم، چند نكته لازم به پیگیری است؛ اول، اهدافی را كه در انتظار دنبال می‌كنیم چیست؟ مأموریت ما به اندازه‌ی هدفمان است. اگر هدف‌ ما كوچك تعریف شد، مسئولیت و مأموریت‌های ما هم مسئولیت‌های كوچكی خواهد بود.


دوم، مقیاس تحول عصر ظهور چیست؟ آیا تحولی در حوزه‌ی زندگی خصوصی انسان‌هاست؛ یعنی آیا تنها در حوزه‌ی زندگی خصوصی و شخصی انسان‌ها معنویت جریان پیدا می‌كند؟ و یا این‌كه تحولی فراگیر، هم نسبت به حوزه‌ی خصوصی و هم زندگی اجتماعی انسان‌ها آن هم در مقیاس جامعه‌ی جهانی است؛ یعنی تمامیت جامعه‌ی جهانی با یك تحوّل شگرف و عظیم روبرو می‌شود و در مجموعه‌ی حیات بشر یك تحوّل همه‌جانبه اتفاق می‌افتد. معنای حیات طیبه همین است كه كلّ جامعه‌ی جهانی به یك مرحله‌ی جدیدی از حیات، زندگی، احساس، درك و مطالبه می‌رسد.

اگر فرض كنیم انتظار ما به معنای حركت در مسیر یك چنین تحوّل عظیمی است، در هر حوزه‌ای كه بخواهیم لوازم این انتظار را دنبال كنیم، باید برنامه‌ای برای تحول همه‌جانبه داشته باشیم. نمی‌شود بگوییم منتظر یك چنین تحول عظیمی هستیم ولی اقدامات ما معطوف به حوزه‌ی خصوصی و زندگی شخصی خودمان است، نه این‌كه ما نباید برای این حوزه تلاش و جدّیت داشته باشیم. حتماً باید خودسازی كنیم و تلاش كنیم كه اگر منتظر تحقّق ظهور و گسترش و بسط ولایت حقّه در حیات هستیم، مناسبات و اقتضائات آن را در زندگی خصوصی خودمان ایجاد كنیم، ولی مأموریت ما گسترده‌تر از ایجاد یك تحوّل در حوزه‌ی زندگی خصوصی است.

ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، پژوهش، 
برچسب ها :




می بیش از یك قرن پیش سایری اسكوفیلد آمریكایی تحت تأثیر نظرات «جان داربی» انگلیسی انجیلی نوشت كه اكنون به «انجیل پایان جهان» مشهور است. این انجیل مبنای تئوری‌پردازان صهیونیسم مسیحی در باب آخرالزمان قرار گرفت.
بعضی از مطالبی كه در سایت «شیطان‌پرستی» با استفاده از پیشگویی‌های انجیل پایان جهان آمده، به شرح زیر است:
ضد مسیح (Anti Christ)
او فرزند شیطان است، اما تا ظهور مسیح به صورت عادی در میان مردم زندگی می‌كند. فردی متمول با ظاهری آراسته، و اهل سوریه است. بین 30 تا 50 سال سن دارد. نماد او عدد 666 ـ سمبل شیطان ـ است. عضو برجستة اتحادیة اقتصادی اروپا، ای.ای.سی (EEC)، است و در اقتصاد و سیاست جهانی نقش مؤثری به دست می‌آورد.
پیش از فاش كردن چهرة واقعی‌اش مدتی در یكی از كشورهای مصر، سوریه، عراق، ایران یا یونان حكومت خواهد كرد. اقتصاد جهانی را به انحصار خویش در می‌آورد، و به قدری محبوب می‌شود كه بعضی او را مسیح خواهند پنداشت.
ضد مسیح (دجال) برای مخالفت با مسیح آماده می‌شود. و در آینده‌ای نزدیك خروج می‌كند. زمان خروج او دقیق و مشخص است. با ظاهری شیطانی (دیو صورت یا اژدها مانند) از میان دریاها بیرون می‌آید، بر اسراییل (فلسطین) مسلط می‌شود. و در اورشلیم ادعای خدایی خواهد كرد. او شیطان را می‌پرستد. و جواهرات گران قیمت نثارش می‌كند. پذیرش حكومت ضد مسیح از طرف اسراییل و دیگر ملت‌ها كه ترس از عاقبت خود در كنار گذاشته و به دنبال خوشی و شادی هستند، برابر است با شروع مصائب مردم زمین. مردم در عذاب خواهند بود، زیرا حكومت او را پذیرفته و بت‌ها و شیطان را می‌پرستند.
دو نماینده از سوی خداوند
گواهانی بر ظهور مسیح كه آمدنش را نوید می‌دهند و آغاز جنگی بزرگ را به مردم اخطار می‌كنند از مال‌اندوزی، بت و شیطان‌پرستی بر حذر می‌دارند و به پرستش خدای یكتا دعوت می‌كنند تا عقل و خرد را جای عصیان و سركشی بنشانند.
آنها قلب پدران را بر روی فرزندان و قلب فرزندان را بر روی پدرانشان می‌گشایند. و مردم را برای ظهور مسیح آماده می‌كنند. آنها ثابت می‌كنند كه ضد مسیح هیچ قدرتی ندارد. و خدای دروغین است.
و عاقبت پس از 1260 روز كشته می‌شوند. آنها باز از مرگ متولد می‌شوند. و به سوی بهشت پرواز می‌كنند.
دوران بدبختی‌های بزرگ
حكومت ضد مسیح 7 سال به طول می‌انجامد نیمة دوم این هفت سال «دوران بدبختی‌های بزرگ» نام گرفته است.
و نفرت و فلاكت جهان را پر می‌كند. در این دوران ایران، روسیه و سایر كشورها به اسراییل حمله می‌كنند.
در این جنگ یك چهارم مردم جهان نابود می‌شوند. و سپس مسیح ظهور می‌كند. نشانه‌های ظهورش همچون صاعقه، طوفان، زلزله و آتشفشان در زمین و آسمان آشكار می‌شود. وقتی زمین می‌لرزد، آسمان می‌غرد، و كوه‌ها از هم می‌گسلند، مردم مایملك خود را ترك كرده با وحشت در پی مأمنی خواهند بود.
جنگ نهایی آرمگدون و پایان بدبختی
مسیح و قدیسانش با نیروی شگرف از آسمان فرود می‌آیند. و ضد مسیح و پیامبر دروغین را در دریایی از آتش نابود می‌كنند. دشمنان خدا تسلیم می‌شوند. بسیاری از جمعیت جهان كشته می‌شوند و عدة قلیلی باقی می‌مانند. پرندگان اجساد مردگان را می‌خورند آسمان می‌بارد، و زمین از بدی‌ها پاك می‌شود.
فرشته‌ای از بهشت به زمین می‌آید تا شیطان را به زنجیر كشد و شیطان به مدت هزار سال اسیر خواهد بود. و این هزارة صلح است كه قانون خداوند اجرا می‌شود. و پادشاهی‌های زمین در اختیار مسیح قرار می‌گیرد.
شمارش معكوس برای آخرالزمان (آپوكالیپس)
براساس زمان‌بندی پروژة «پایان جهان» كه از سال  2000 آغاز گشته و ما در میانة آن قرار داریم صهیونیست‌ها تلاش می‌كنند تا پیش از سال 2007 سرزمین‌های دیگر میان «بابل» و اسراییل یعنی «سوریة كنونی» را تسخیر كنند. آنها باید بتوانند در سال 2007 مسجدالاقصی و«قبة‌الصخرة» را تخریب و «معبد بزرگ یهود» را در محل آن بنا كنند. تا جنگ آرمگدون وارد مرحلة پایانی شود.
آنچنان كه در سایت‌هایشان اعلام كرده‌اند، قطعات پیش ساختة معبد بزرگ مدت‌هاست آماده شده تا در سریع‌ترین زمان به جای مسجدالاقصی نصب شود.
صهیونیست‌ها همچنین موفق شده‌اند گوسالة سرخ‌مویی را به عنوان سمبل قوم یهود پرورش دهند كه قرار است در معبد بزرگ قربانی كنند تا ظهور دولت بزرگ یهود در جهان رسمیت پیدا كند.
اكنون زمان چنان فشرده است كه هیچ كس اجازه ندارد فرصت‌های خود را برای یكسره شدن كار جهان از دست دهد.
بیش از هرجا دولت بوش محلی است كه همة صیونیزم مسیحی با همة صهیونیزم یهودی دست داده است تا آپوكالیپس یا پروژة آخرالزمان به سرانجام رسد: در نبردی خونین اهل جمعه (امت محمّد(ص))  و اهل شنبه (امت موسی(ع)) یكدیگر را نابود كنند تا جهان به دست اهل یكشنبه (امت عیسی(ع)) كه به زعم صهیونیزم مسیحی مؤمنان اهل نجات محسوب می‌شوند، افتد.
نكتة پایانی
در پیشگویی‌های صهیونیزم مسیحی حقیقت به ظرافت تحریف شده است. خاصه وقتی با ادبیات آخرالزمانی اسلامی و شیعی مقایسه شود، آشكارتر می‌شود. از این‌رو مطالعة تطبیقی آموزه‌‌های پایان جهان در حوزة ادیان و فرق مذهبی و نقد و تحلیل هریك ضروری می‌نماید. كه ورود به آن فرصتی دیگر می‌طلبد.
اما آنچه در این مختصر قابل ذكر است اینكه دوست و دشمن تقریبا به یك اندازه از منجی سخن می‌گویند. و حرف «موعود» كاملاً بر سر زبان‌ها افتاده است. و آنچه به تازگی گفته می‌شود، نزدیكی ظهور است. زمانی بسیار نزدیك. توجه به وضع جهان علاوه بر علایم سنتی ظهور منجی كه در متون دینی آمده، نشانه‌های مدرن ظهور را مشخص می‌كند كه بزرگ‌ترین آنها «امكان جهانی شدن» اقوام و ملل و كم رنگ شدن مرزهای سیاسی كشورها به لحاظ رواج تكنولوژی ارتباطات در كل عالم است كه به عنوان بستر حكومت جهانی منجی ارزیابی می‌شود.
دیگری «سازماندهی جهانی ظلم» و تك قطبی شدن جهان به دست اشرار عالم است كه در زمانة ما اتفاق افتاده و بدیهی است «عدلی جهانی» باید تا آن‌را جبران نماید.
و این بار صهیونیم مسیحی در جاری شدن امر خداوندی اصرار و تعجیل دارد شاید با مسامحه بتوان گفت:
اگر دعای مظلومین تاكنون سبب ظهور منجی نشده است، باشد كه از این پس زیاده‌خواهی‌های ظالمان ظهور موعود را جلو اندازد.
پس شایسته است منتظران به هوش باشند حداقل به هوشیاری دشمن. چه، صهیونیست‌های مسیحی می‌دانند كه متقین وارث جهان خواهند بود. از این رو تمام امت‌ها به ویژه امت محمد(ص) را به انواع فسادها و رذایل مبتلی كرده‌اند. و خود ظاهراً راه تهذیب و تنزیه پیش گرفته‌اند تا در كار عاقبت جهان جزو برگزیدگان باشند.
جدیت آنها در دشمنی همان قدر عجیب  و عبرت‌آموز است كه غفلت بزرگ امت‌های پیامبران و حتی شیعیان كه از این بی‌خبری و ناهوشیاری بی‌نصیب نیستند.
این اشعار در كتاب تباشیر المحرورین از محی‌الدین ابن عبری (قرن هفتم) نقل شده است:
إذ إتّحد الیهود مع النّصاری
هنگامی كه یهود و نصارا متحد شدند
و طاروا بالحدید علی البروج
بر بالا پرواز كردند با آهن‌ها (هواپیماها)؛
و الضحی المسجد الاقصی اسیرا
و مسجدالاقصی گرفتار شد؛
و صارا الحكم مع ذات الفروج
و زن‌ها حاكم شدند؛
و نار فی الخلیج لها سعیر
آتشی در خلیج شعله‌ور می‌شود؛
و حكم بالحجاز مع العلوج
و پادشاهی در حجاز با مردان پست می‌شود؛
و فی الحرب الكواكب سوف تفنی
در جنگ ستارگان زود فانی می‌شوند
عوا صمهم مع زیت الخلیج
پایتخت آنها با روغن خلیج (نفت) فانی می‌شود؛
و یاجوج و ماجوج تفانوا
یاجوج و مأجوج فنا (كشته) می‌شوند؛
و صاحوا یا بحارالدم هیجی
فریاد می‌زنند ای دریاهای خون به هیجان درآیید؛
و قل لاعور الدجال هیاء
بگو ای دجال لوچ آماده باش؛
فقدان الاوان الی الخروج
وقت خروجت نزدیك شده




نوع مطلب : پژوهش، 
برچسب ها :










«ما این که می گوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنای غلط را از او برداشت نکنند که ما می خواهیم کشور گشایی کنیم. ما همه کشورهای مسلمانان را از خودمان می دانیم. همه کشورها باید در محل خودشان باشند. ما می خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و این بیداری که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دادند و دست آنها را از مخازن خودشان کوتاه کردند، این در همه ملت ها و در همه دولت ها بشود، آرزوی ما این است. معنای صدور انقلاب ما این است که همه ملت ها بیدار بشوند و همه دولت ها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و از این تحت سلطه بودنی که هستند و از این که همه مخازن آنها دارد به باد می رود و خودشان به نحو فقر زندگی می کنند، نجات بدهد.»
« ما که می گوییم «انقلاب مان را می خواهیم صادر کنیم»، می خواهیم ... همین معنایی که پیدا شده، همین معنویتی که پیدا شده است در ایران، همین مسائلی که در ایران پیدا شده، ما می خواهیم این را صادر کنیم. ما نمی خواهیم شمشیر بکشیم و تفنگ بکشیم و حمله کنیم. عراق با ما الآن مدت هاست دارد حمله می کند و ما هیچ حمله ای به آنها نمی کنیم. آنها حمله می کنند ما دفاع می کنیم. دفاع لازم است. ما می خواهیم که این انقلاب مان را، انقلاب فرهنگی مان را، انقلاب اسلامی مان را به همه ممالک اسلامی صادر کنیم و اگر این انقلاب صادر شد، هر جا صادر بشود این انقلاب، مشکل حل می شود.» بلندگوهای تبلیغاتی استعمار، همواره سعی کرده اند، معنای غلطی از بزرگ ترین رسالت انقلاب اسلامی «صدور انقلاب اسلامی» ارائه دهند؛ تلاش کرده اند ایران را کشوری که در امور کشورهای دیگر مداخله کرده، حتی در صورت لازم تهاجم نظامی را در دستور کار قرار داده، معرفی کنند. اینها تهمت هایی است که لیاقت خود آنان است و تصور کرده اند، می توانند استعمارگری و غارت ملت ها که رفتار عملی آنان است به نظام جمهوری اسلامی نسبت دهند.به غزه بنگیرد! معنای صدور انقلاب اسلامی معلوم می شود. فرهنگ مقاومت که امروز ملت فلسطینی و نخبگان آن یعنی مجاهدان، پرچم خود قرار داده اند، بدین معنا است که تا آخرین قطره خون ایستادگی خواهند کرد؛ به پیروزی خون بر شمشیر اعتقاد دارند، شهادت را حتی شهادت همه مجاهدان را شکست نمی دانند.
این فرهنگی است که از ملت ایران و حزب الله الگو گرفته اند و ملت ایران نیز در حقیقت از امام خود اباعبدالله ـ علیه السلام ـ سرمشق گرفته است و این امتداد آموزه های معلم بزرگ مقاومت است.
در روش سیاسی سی سال است که نظام اسلامی در برابر دشمن ایستادگی می کند، اعتقاد ندارد در برابر دشمنی متجاوز و زورگو نرمش نشان دهد و به خواهش و تمنا بیفتد و یا در اثر ضعف و سستی تسلیم مذاکره با دشمنی متجاوز شود تا بقیه فرصت ها را از راه مذاکره به دشمن دهد. راهی که انتخاب کرده این است که در برابر دشمن متجاوز پایمردی می کند تا دشمن از اهداف ظالمانه خود دست بردارد. امروز مجاهدان غزه نیز تسلیم مذاکره نشده اند و فریب تبلیغات دروغین را نخورده اند.
درس دیگر انقلاب اسلامی آن است که اگر ملت ها رسیدن به هدفی را اراده کنند، دولت های مستکبر، توان مقابله با آن را ندارند.
یک بار دیگر این آموزه به آزمایش گذاشته شد. همه کشورهای جهان، اتحادیه اروپا، آمریکا، اسرائیل و صهیونیسم بین الملل، حکام عرب در یک سو گردهم آمدند و در سوی دیگر، ملت آزاده قرار گرفتند و یک بار دیگر، قدرتمندان شکست خوردند.
همچنین در این مبارزه نشان داده شد حمایت افکار و حمایت معنوی ملت ها و اعلام موضع افکار عمومی چگونه بر رفتار دشمنی قفل می زند که اگر نبود حمایت های مردمی، دشمن از همه سلاح های مرگبار استفاده می کرد. هزاران انسان، زن و کودک را در پی غفلت همگان به خاک و خون می کشید تا اهداف غیر مشروع خود را محقق سازد. بیداری افکار عمومی نیز درس دیگری از انقلاب اسلامی است.
ما پیروزی مجاهدان غزه را پیش از پیش به آنان، سید حسن نصرالله، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، خلف صالح امام خمینی(ره) احیاگر اسلام ناب و انقلابی و همه کسانی که به این تفکر پای بند هستند، تبریک می گوییم.
بسیار روشن است، کسانی که از سازش با دشمن سخن می گویند سهم خود را از این پیروزی های بزرگ حذف کرده اند.
حجت الاسلام محمد مهدی حقانی
منبع: سایت آفتاب




نوع مطلب : پژوهش، 
برچسب ها :




.
دوشنبه 1 خرداد 1391 :: نویسنده : امین .

۵٫ وَ أَمّا حَقّ بَصَرِکَ فَغَضّهُ عَمّا لَا یَحِلّ لَکَ وَ تَرْکُ ابْتِذَالِهِ إِلّا لِمَوْضِعِ عِبْرَةٍ تَسْتَقْبِلُ بِهَا بَصَراً أَوْ تَسْتَفِیدُ بِهَا عِلْماً فَإِنّ الْبَصَرَ بَابُ الِاعْتِبَارِ .

۵٫ و اما حق چشمت این است که آن را از آنچه بر تو حلال نیست فرو بندى و مبتذلش نسازى (و به کارش نبرى) مگر براى جاى عبرت آموزى که دیده‏ات را بدان بینا کنى یا به وسیله آن از دانشى بهره‏مند شوى؛ زیرا چشم دروازه عبرت آموزى است.

رساله حقوق امام سجاد (ع)





نوع مطلب : پژوهش، 
برچسب ها : حق چشم، حق چشم در کلام امام سجاد (ع)،




.
دوشنبه 1 خرداد 1391 :: نویسنده : امین .

فرخندگى و شومى روزها در فرهنگ بسیارى از کشورها دیده مى‏شود و اختصاصى به محیط ما یا دیگر جامعه ‏هاى اسلامى ندارد.

اکنون باید دید، مسأله شومى روزها اساس منطقى و فلسفى دارد یا نه؟ و آیا در قرآن مجید و احادیث اسلامى، مى‏توان براى نحوست ایام و سعادت آن‏ها، مدرکى به دست آورد؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : پژوهش، تحلیل، 
برچسب ها : آخِرِنا، آن‏هاقوم، آیندگان، أئِنَّكم، أقواتها، أنزلناهُ، اختصاصى، اختلاف، اختلاف زمان‏، اختلاف زمان‏ ها، اختلاف زمان‏ها، اختلافى، ارْزُقْنا، استفاده، استوارى، اسلامى، البَصَرَ، الدُّنیا، الرّازقین، الرّحمانِ، العالمین، انجامید، انسان‏ها، انشاءاللّه، اَنداداً، برابرشب، برخوردار، بنابراین، به‏روشنى، به‏وسیله، بیم‏دهندگانیم، بپذیریم، بچشانیم، تاریكى، تقاضاكنندگان، تندبادى، تَجْعَلُون، تَكُونَ، ثمانیةَ، جامعه‏هاى، جهانیان، حادثه‏اى، حسوماً، حواریین، خواركننده، خودى‏خود، خورشید، خوشبختى، دنباله‏دار، رسواكننده‏تر، رنگ‏آمیزى، رواسِىَ، روزهاایام، روزهایى، روزهای خوب و بد، روزهای خوب و بد از نگاه قرآن، روزى‏دهندگانى، روزى‏هاى، روزچهارفصل، رویدادهاى، رویدادى، ریشه‏كن، زمان‏ها، زمان‏هاى، سعدفرخنده، سَماواتٍ، شده‏اند، شومىنحسات، صَرْصَراً، طِباقاً، عین‏حال، عَلیهِم، فأرْسَلنا، فرخندگى، فرستادیم، فى‏الحیاةِ، فَارْجِعِ، فُطُورٍ2، قطعه‏اى، كننده‏اى، كوه‏هاى، كوه‏هایى، لأوّلِنا، لتَكفُرون، للسّائلین1، لَعَذابُ، لِنُذیقَهُم، مائده‏اى، ماندگار، مباركةٍ، مستمردراز، مستمرّ7، مكان‏ها، منزلین3، منزلین4ن، مى‏آیند، مى‏توان، مى‏خواند، مى‏خورد، مى‏دهید؟، مى‏شدند، مى‏شود، مى‏فرماید، مى‏كند، مى‏كنند، مى‏كنیم، مى‏نامد، مى‏نگریم، مى‏ورزید، مى‏گردد، مى‏گرفت، مى‏گویند، مى‏گیریم، ناسازگارى، نبودند، ندارند، نشانه‏اى، نظر قرآن در مورد سعد و نحس ایام، نمى‏بینى، نمى‏شوند، نمى‏یابى، نیازمندى‏هاى، نَحِساتٍ، همانندهایى، هماهنگى، هم‏چنین، یادماندنى، یكنواختى، ینصرون6، یَوْمَینِ، پدیده‏هاى، پروردگار، پروردگارا، پى‏درپى، پیشینیان، چنان‏كه، چهارگانه،




گزارشاتی که از استانهای جنوبی می رسد، نشان از تلاش های گسترده وهابیت برای خالی کردن شیعیان از این استان ها دارد، باید با تاسی از سید الشهدا(علیه السلام)، با کار جهادی در برابر دشمنان ایستاد.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز» ، آیت الله علوی گرگانی، صبح امروز 30 اردیبهشت ماه در دیدار هئیت امنای گروه جهادی تبلیغی منتظران مصلح(عجل الله تعالی فرجه)، عصرحاضر را عصر تحرک و حرکت روبه جلو دانسته و اظهارداشتند: امروز گسترده گی فضاهای موجود تبلیغی نشان دهنده پویا بودن آیه نفر می باشد .

ایشان با اشاره به گسترش تشیع در جهان، گفتند: امروزه به لحاظ گسترده گی تشیع در جهان وکینه دشمنان شاهد کشکمکش و ودرگیری بین مسلمانان هستیم؛  به گونه ای که در کشور پاکستان حتی لباس مقدس روحانیت برای روحانیون مشکل شده است.

معظم له در ادامه با اشاره به جنبش های منطقه،  تصریح کردند : انقلابی های منطقه الگو گرفته از انقلاب اسلامی ایران است و به همین خاطر دشمنان برای اختلاف افکنی و عداوت و دشمنی بین اهل سنت و تشیع تلاش می کنند.

آیت الله علوی گرگانی خاطر نشان کردند: لازم است که  در برابر توطئه های دشمنان بایستیم و برای این که بتوانیم در این راه به موفقیتی دست یابیم، باید بنیه های علمی و مادی خود را تقویت کنیم.

*لزوم حمایت مسئولان از گروه های تبلیغی جهادی

ایشان افزودند: گروهای تبلیغی جهادی باید با ارائه گزارش به مسئولان عالی،  حمایت های مادی و معنوی آنها را کسب نمایند و در این میان مسئولین هم باید با در نظر گرفتن اهمیت کار تبلیغی،  حامی این گروه ها قرار بگیرند.

معظم له  تاکید کردند: باید برای اثر بخشی در قلوب دیگران هزینه کرد؛ همان طوری که وهابیت با استفاده ازهزاران ترفند و هزینه های فراوان برای جذب مردم تلاش و کوشش می کند، ما هم باید برای تبلیغ دین و معارف هزینه کنیم.

آیت الله علوی گرگانی یادآور شدند: گزارشاتی که از استانهای جنوبی به ما می رسد، نشان از تلاش های گسترده وهابیت برای خالی کردن شیعیان از این استان ها دارد، باید با تاسی از سید الشهدا(علیه السلام)  با کار جهادی در برابر دشمنان ایستاد و مردم را از جهالت نجات داد .

ایشان در پایان تصریح کرد: امروز روز حرکت و پویایی است، نه خفتن و خوابیدن؛ باید دنباله رو سید الشهدا(ع) باشیم

منبع : خبرگزاری حوزه




نوع مطلب : گزارش، تحلیل، پژوهش، 
برچسب ها :




خبرگزاری فارس: استاد حوزه و دانشگاه گفت: وهابیت با برنامه‌ها و فعالیت‌هایی كه انجام می‌دهد قصد تفرقه‌افكنی و برهم زدن وحدت شیعه و سنی را دارد.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمد علیزاده موسوی بعد از ظهر امروز در همایش آسیب‌شناسی فرقه‌های نوظهور كه در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) برگزار شد، در سخنانی با طرح جریان سلفی‌گری و وهابیت نو اظهار داشت: اگر بخواهیم جریان‌های وارده در جهان اسلام را با توجه به ریشه آنها تقسیم‌بندی كنیم به دو بخش كلان دست خواهیم یافت.
وی یادآور شد: جریان اول جریان‌هایی است كه از بیرون جهان اسلام بر آن وارد شدند و ریشه‌های آنها در خارج از كشور قرار گرفته است و جریان دوم در داخل جهان اسلام شكل گرفتند و رشد یافتند و زمینه انحرافات را فراهم ساختند.
حجت‌الاسلام والمسلمین علیزاده موسوی با بیان اینكه جریان‌هایی كه در داخل جهان اسلام شكل گرفتند سه جریان هستند، عنوان كرد: جریان‌هایی كه در جهان اسلام به وجود آمدند رویكرد زبانی دارند، افرادی كه این جریان‌ها را ایجاد، حمایت و رهبری می‌كنند قطب‌های جهان اسلام را از حیث جمعیتی، ملیتی و زبانی شناخته و مذهب جدید را برای مخاطبان به زبان خود آنها بیان می‌كنند.
این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان كرد: شبه قاره هند یكی از قطب‌های جمعیتی، فكری و ایدئولوژی جهان اسلام است و جریان‌های سلفی‌گری در این منطقه ایجاد شده است.
وی افزود: در این منطقه با توجه به زبان مردم آن كه «اردو» است «جریان احمدیه» شكل گرفت و موسس آن ابتدا خود را مهدی موعود معرفی كرد و از آنجا كه هند زیر نظر انگلستان به سر می‌برد مورد حمایت آن قرار گرفت و این جریان ادامه داشت به طوری كه حتی ادعای خاتمیت و توحید نیز از سوی وی مطرح شد و این جریان همچنان در هند فعال است.
حجت‌الاسلام والمسلمین علیزاده موسوی تصریح كرد: با بررسی محتوای این گونه فرق مشخص می‌شود از حیث الهیات و معارف چیزی ندارند و دلیل رشد این جریان حمایت استعمار از آن برای پیشبرد اهداف خویش است.
استاد حوزه و دانشگاه ابراز داشت: در عصر جدید استعمار نو برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های خود دست به اقدامات و استراتژی‌های مختلف از جمله فرقه‌سازی كرد.
وی با اشاره به فعالیت فرقه بهائیت و وهابیت گفت: این دو فرقه با حمایت استعمار فعالیت خود را آغاز كرد و در مقاطعی شكست خورده و منحل شد اما دوباره فعالیت‌های خود را از سر گرفت.
حجت‌الاسلام والمسلمین علیزاده موسوی افزود: اگر دو جریان احمدیه و بهائیت به دلیل آنكه ریشه در مخالفت با اسلام دارند نتواند به بقای خود ادامه دهند اما وهابیت ویژگی خاصی دارد كه آن را از دیگر فرق متمایز می‌كند و آن ایجاد شبهه است و سازندگان این فرق با ایجاد شبهات قصد دارند گمراهی ایجاد كرده و به اهداف خود دست یابند.
وی اذعان داشت: در برابر شبهه‌افكنی‌ها باید در ابتدا اصول آنان را شناخت و بعد از آن به ایمان و كفر، توحید و شرك، سنت و بدعت، حیات برزخی و غلو و...احاطه داشت تا بتوان شبهات آنان را به طور كامل پاسخ داد.
این استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: نباید به دلیل آگاهی نداشتن، وهابیت را با اهل سنت اشتباه كرد و بدین ترتیب موجبات خشم و نفرت اهل سنت را پدید آورد، در واقع این تلاش وهابیت است كه بین شیعه و سنی ایجاد اختلاف كند.
حجت‌الاسلام و المسلمین علیزاده موسوی بیان داشت: ما باید بدانیم كه میان وهابیت و جهان اسلام تفاوت‌های زیادی وجود دارد.




نوع مطلب : گزارش، تحلیل، پژوهش، 
برچسب ها : وهابیت، گزارش،






 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic