******منتظر******
آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):بسیجی یعنی علی (ع) که تمام وجودش وقف اسلام بود
                                                        
درباره وبلاگ

در كهكشان خیالم سرى به محرم سال 1340 مى زنم. هنگامى كه زمین و آسمان در سوگ وارثان آدم گریان بودند، تولد پسرى رقم خورد كه به احترام اباعبدالله الحسین نامش را اكبر گذاشتند. در سال 1353 شهر و دیارش را به مقصد شیراز ترك كرد و سال 1356به منزل و ماواى خود برگشت. اكبر چون دیگر هم‌میهنانش با شروع انقلاب خودش را وقف خدمت به اسلام و مردم كرد در سال 1358 به عضویت سپاه درآمد و در مسوولیت‌هاى مختلف از جمله مسوولیت تحقیقات نظامى قرارگاه كربلا، مسوول آموزش تیپ 72 و مسوول تخریب تیپ قرارگاه خاتم‌الانبیا (ص) انجام وظیفه نمود. وى در عملیات ثامن‌الائمه (ع) زخمى شد؛ به طورى كه امید به زنده بودنش نبود و زمزمه كلام روحانیش آیه‌اى از قرآن بود كه "ان تنصر الله ینصركم و یثبت اقدامكم" . سرانجام در عملیات كربلاى پنج شلمچه در سال 1365 شربت شهادت نوشد.
مدیر وبلاگ : امین .
نویسندگان
نظرسنجی
محتوا وبلاگ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
‎‏‎ تماس با ما
  
امام زمان (عج) از زبان امام حسین (ع) | آندروید و جاوا
عناوین اصلی كتاب شامل:
مقدمه‌؛ ویژگی‌های امام صالح از دیدگاه امام حسین (ع)؛ نشانه‌های حضرت‌؛ ارتباط بین حوادث كربلا و ظهور مهدی‌؛ ویژگی‌های امام هنگام ظهور؛ تفسیر آیات از زبان امام حسین (ع)
اطلاعات فایل دریافتی:




نوع مطلب : مهدویت، نرم افزار، 
برچسب ها :





 

دعا کردن برای فرج امام زمان علیه السلام بهترین هدیه برای حضرت است. برای حضرت صدقه بدهیم و محبّت کنیم. فرج عمومی حضرت اینست که حکومت حضرت تشکیل بشود. همه ی انبیاء منتظر آن حکومت بوده اند.

اینطوری نیست که وقتی امام زمان بیاید همه ی نفوس، مسلمان می شوند، نخیر، چنین چیزی نیست، چرا؟ چون قرآن می فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم ُ الْعَد’اوَة َ وَ الْبَغْضاءَ الی ‘ یَوم ِ الْقِیامَة)

البته ما باید برای این نظام تلاش کنیم امّا نباید خیال کنیم که ما چون این نظام را قبول کردیم پس ما مسلمانیم. نخیر! مسلمان نیستیم و باید اقرار کنیم که ما مسلمان نیستیم. اسلام چیز دیگری است.

الان اگر بنده بگویم من نمونه ی حوزه ی علمیه هستم، اصلاً مردم از حوزه ی علمیه متنفّر می شوند. باید بگویم من هم یک طلبه ی ناقص از حوزه هستم، اگریک نواقصی از من دیدی، آنها را به حساب حوزه نگذار. من یک مسلمان کالی(ناقص) هستم. اگر از من اشکالی دیدی به اسلام لطمه نزن.

مرحوم جمال الدین اسدآبادی – خدا او را رحمت کند – می گفت باید اول بگوییم ما مسلمان نیستیم، بعد تبلیغ اسلام را کنیم. ما یک سری سلیقه ی شخصی ازشرق و غرب جمع کرده ایم و اسمش را اسلام گذاشته ایم. عروسی و عزای ما اسلامی است ؟مراسم و رفتارهای ما اسلامی است ؟ کجای ما اسلامی است؟

البته اینطوری نیست که فکر کنیم حضرت وقتی بیایند، من عوض می شوم و نفوس عوض می شوند. منتها من جرأت نمی کنم کاربد کنم. الان جرأت نمی کنم از ترس قانون، شراب فروشی باز کنم ولی در خانه ام می توانم شراب بسازم. امّا آنوقت جرأت نمی کنم در خانه ی خودم هم شراب بسازم، نه اینکه نخواهم این کار رابکنم. آن کسی که می خواهد دزدی کند دیگر نمی تواند، نه اینکه نمی خواهد دزدی کند.

اینطوری نیست که وقتی امام زمان بیاید همه ی نفوس، مسلمان می شوند، نخیر، چنین چیزی نیست، چرا؟ چون قرآن می فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم ُ الْعَد’اوَة َ وَ الْبَغْضاءَ الی ‘ یَوم ِ الْقِیامَة) تا قیامت، این بشرهمینطوری است. منتهی همین طور که برای حضرت سلیمان، همه ی جن و انس در خدمتش بودند، وقتی حضرت بیاید، همه ی قدرت ها در دست اوست. آن وقت آدم از در و دیوار و عیال خودش و از شنود شدن حرفهایش می ترسد.

وقتی اینطور شد من دیگر می ترسم خلاف کنم. نه اینکه خیال کنیم نفوس ما عوض می شود ولی الان اگر انسان کاری کند امام زمان راضی شودهفتاد برابر آن وقت است، منظور از هفتاد، عدد نیست، کنایه از کثرت است، یعنی اعمال خیلی ارزش دارد.

شما الان هرکار خوبی بکنی، هفتاد برابر آن وقت است. ما کافی است واجب را انجام دهیم و حرام را ترک کنیم آن وقت سلمان زمان می شویم. اگر کسی به واجب عمل کند و حرام راترک کند، خدا دستش را می گیرد و او را هفت شهر عشق می گرداند. ما خیال کرده ایم کلاس اخلاق امجد کسی را می سازد، نه، چنین نیست ! امجد خودش را نساخته، بعد بیاید تو را بسازد؟از این کلاس اخلاق به آن کلاس اخلاق.

یک عده شیّاد هم در جامعه افتاده اند و فرمول دست شان است و از غیب هم می گویند و اسرار بقیه را فاش می کنند. آن وقت یک عده شیّاد با این جوان هاافتاده اند. خدا قوام را رحمت کند. وقتی خطایی می دید عبا را به سر می کشید تا نبیند. بزرگان ما مظهر ستّاریت بودند، مظهرِ (یا مَن ظَهَرَ الجَمیل و سَتَرَ القبیح) بودند.





نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : انتظار و فرج، تحقیقات قرآنی، مقالات مهدوی،




.
پنجشنبه 20 مهر 1391 :: نویسنده : امین .
بر طبق پاره اى روایات، نخستین برنامه اى كه حضرت آغاز می كند، این است كه دست بنى شیبه را قطع می كند و بالاى كعبه مى آویزد و جارچى آن حضرت ندا می كند: این ها دزدان اموال خدا هستند. [1]

در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السلام نخستین برنامه حضرت این گونه آمده است كه: در سراسر جهان اعلام می كند: توجه كنید براى هركس نزد احدى از شیعیان ما قرضى هست تذكر دهد، تا اینكه حتى یك دانه سیر و خردل كوچك را ادا كنند تا چه رسد به طلاها و نقره ها و املاک. [2]

اولین هایى كه در اینگونه روایات آمده است یا اول نسبى است نه حقیقى یعنى كارهایى كه همان اوائل ظهور انجام مى دهد، نسبت به كارهاى بعدى و یا مراد از اول، اولیت در بعد خاصى است. مثلا اولین كار در بعد اجتماعى، دست دزدان را قطع كردن و در بعد اقتصادى مثلا پرداخت دیون شیعه مى باشد.



 
[1] بحار الانوار ج 52 ص 361.

[2] همان ج 53 ص 34.





نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :




.
سه شنبه 18 مهر 1391 :: نویسنده : امین .

تو از راه می رسی! درست هنگامی كه دود ستم ها، جهان را سیه چرده و چركین كرده باشد..

تو از راه می رسی! درست هنگامی كه قبیله ی قبله، قلب های خویش را بر كف دست نهاده و پیش كش راه تو نمایند..

تو از راه می رسی! درست هنگامی كه دنیا، دستش را به سوی آمدن تو دراز كرده باشد..

تو از راه می رسی! درست هنگامی كه هلهله ی همه ی مشتاقان و فریاد همه ی مستضعفان، نوید آمدنت را فریاد كنند..

تو از راه می رسی! درست هنگامی كه گنداب فساد و ستم و تبعیض و ناروایی، چهار سوی عالم را فرا گرفته باشد و همه ی دل ها و دیده ها، مشتاقانه تو را بطلبند!

آه! كه اگر می دانستم كجایی، خویشتن خویش را به ردای سبز و آسمانی ات می آویختم، از دیده، سرشك شادی می ریختم و به هیچ روی دامانت را از دست نمی نهادم!

آری، ای مولا! اگر یك بار، تنها یك بار تو را ببینم، از شادمانی بال در می آورم، پرواز می كنم و در هر فرصتی با خدای یگانه راز و نیاز می كنم تا مرا شایسته ی آن گرداند كه همواره از فیض حضور و وجود مقدس تو، سرشار باشم..

اگر یك بار، تنها یك بار، تو را ببینم، عاجزانه از خداوند می طلبم كه نعمت رویت خورشید را، حتی لحظه ای از من نگیرد..





نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :





یکی از مهمترین مباحث اعتقادی اطاعت از امام و رهبر است که با توجه به ضرورت نیاز انسان به هادی امری معقول و عقلاً واجب است. در همین رابطه ممکن است مصادیق مختلفی درباره اطاعت از رهبر مطرح شود که در این نوشتار می کوشیم به بررسی آن بپردازیم.


 

اطاعت از امام!

امام کسی است که همه ی خصوصیات نبی و پیامبر را دارد بجز آنکه به امام وحی به معنای مصطلح آن نمی رسد بلکه امام آنچه را که به پیامبر وحی شده است به مردم می رساند و برایشان شرح می دهد. برهمین اساس امام هم مانند پیامبر وظیفه رهبری تکوینی و تشریعی امت را بر عهده دارد یعنی هم در جامعه و از نظر حکومت و سیاست امام مردم را رهبری می کند و هم در بعد معنوی و روحانی امام تسلط برنفوس مردم دارد و آنها را به سوی مقصد رهبری می نماید. از این رو برای وصول به سعادت اطاعت از امام در همه ی موارد تشریعی و تکوینی واجب است. اطاعت از امام به منزله ی اطاعت از انسان کاملی است که به مقصد نهایی رسیده است و بازگشته تا مردم را نیز با خود ره سوی مقصد نهایی و سعادت حقیقی رهنمون سازد.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :




.
دوشنبه 13 شهریور 1391 :: نویسنده : امین .

عناوین اصلی كتاب شامل:
الامام المهدی؛ اشاره قرآن به ظهور حضرت مهدی؛ پاورقی (آندروید و جاوا)




نوع مطلب : برنامه موبایل، کتاب، مهدویت، 
برچسب ها : انتظار، تماعی؛، خودیاریهای، منتظران، راستین، نمی‌شوند؛، فردی؛، كامل؛، حقیقت، مهدی؛، مفهوم، سازنده، انتظار؛، آماده، پاورقی، پاورقیعناوین، عناوین،




 

 

هذا صاحبكم من بعدى و خلیفتى علیكم و هو القائم الذى تمتد الیه الأعناق بالإنتظار، فإذا امتلأت الارض جوراً و ظلماً، خرج فملأها قسطاً و عدلا

ابوغانم خادم گوید: ابو محمد (علیه السلام) داراى فرزندى گشت و نامش را محمد نهاد و او را در روز سوم به اصحابش عرضه كرد و فرمود:

این نوزاد صاحب شما پس از من و جانشین من بر شماست، و او همان قائمى است كه مردمان از سر انتظار، به سوى او گردن كشند و چشم به راهش باشند. پس آنگاه كه زمین پر از جور و ظلم گردد، خروج كند و آن را از قسط و عدل پر سازد.

ینابیع المودة، ج 3 ص 323، ح 1؛ بحار الانوار، ج 51، ص 5 ح 11

----------------------

هذا إمامكم من بعدى و خلیفتى علیكم، أطیعوه و لاتتفرقوا من بعدى فتهلكوا فى أدیانكم، ألا وانكم لاترونه من بعد یومكم هذا حتى یتم له عمر...

شیخ طوسى (ره) مى نویسد: روزى حدود چهل تن از شیعیان حضور امام حسن عسكرى (علیه السلام) شرفیاب شدند و از حضرتش تقاضا كردند كه حجت پس از خویش را به آنان معرفى كند. ناگاه پسرى دیدند همچون پاره ماه، كه شبیه ترین مردمان به ابومحمد (علیه السلام) بود، آن گاه حضرتش فرمودند:

این، پس از من امام شماست و جانشین من است بر شما، او را اطاعت كنید و پس از من پراكنده نشوید، كه دینتان تباه مى شود و به هلاكت مى افتید، بدانید كه پس از امروز او را نخواهید دید تا اینكه عمرى از او سپرى گردد.

غیبت شیخ طوسی، ص 357، ح 319؛ مدینة المعاجز، ج 7، ص 611 ؛ اكمال الدین ، ص 435، ح 2

----------------------

والله لیغیبن غیبة لا ینجو فیها من الهلكة إلاّ من ثبّته الله عز و جل على القول بامامته و وفقه (فیها) للدعاء بتعجیل فرجه

به خدا سوگند كه او غیبتى خواهد نمود كه در آن از هلاكت رهایى نیابد مگر كسى كه خداى عزوجل او را بر اعتقاد به امامت او پایدار و ثابت قدم بدارد و توفیق دهد كه دعا براى تعجیل فرجش كند.

اكمال الدین، ص 348، ح 1؛ مدینة المعاجز، ج 7 ، ص 606، ح 2595

----------------------

الحمدلله الذى لم یخرجنى من الدنیا حتى أرانى الخلف من بعدى، أشبه الناس برسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم) خلقاً و خلقاً، یحفظه الله تبارك و تعالى فى غیبته ثم یظهره...

احمد بن اسحاق گفت از امام حسن عسكرى (علیه السلام) شنیدم كه فرمود:

حمد خداى را كه مرا از دنیا نبرد تا اینكه جانشین خود را دیدم همان كسى كه شبیه ترین مردم از نظر خلقت و اخلاق به رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) است و خداوند تبارك و تعالى او را در عصر غیبتش حفظ مى كند تا اینكه او را ظاهر سازد.

اكمال الدین، ص 409، ج 7، كفایت الاثر، ص 295، صراط المستقیم





نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :




.
چهارشنبه 17 خرداد 1391 :: نویسنده : امین .


پس از آنکه پیشویان هدایتگر ، طی گذشت دو قرن و نیم از عمر رسالت پس از پیامبر (ص) احکام و شرایع دین را تبیین کرده بودند ، و پس از آنکه برگزیدگان امت از طریق جانشینان معصوم پیامبران ، پرچم آنها را بر دوش گرفتند و ریشه های شناخت و معرفت الهی در جان هزاران هزار نفر استحکام پذیرفت ، و از پس آنکه جریان مکتبی وظیفه انقلاب بر ضد ستم و طغیان را عهده دار گردید و در برابر انحرافات اساسی در دین قد علم کرد ، خداوند برای ولی الله اعظم حضرت حجت بن الحسن (ع) غیبت صغری را مقدر فرمود . این غیبت از سال 260 هـ . ق تا سال 329 هـ . ق به طول انجامید . در طی این مدت عده ای به نام وکیل ، پل ارتباطی میان امام و شیعیان بودند . اینان عبارتند از :
1- ابو عمرو عثمان بن سعید . وی وکیل امام حسن عسکری (ع) بود و پس از درگذشت آن بزرگوار نایب امام حجت گردید .
2- پس از وفات عثمان در سال 266 هـجری ، امام حجت فرزند وی ابو جعفر محمد بن عثمان را نایب خویش قرار داد . مدت نیابت محمد 38 سال بود .
3- پس از محمد بن عثمان ، حسین بن روح به نیابت رسید . او که از سال 304 هـجری ، بدین سمت منصوب شد برای مدت 22 سال از جانب امام به عنوان مرجع شیعیان عمل می کرد .
4- پس از آنکه حسین بن روح ، ندای پروردگاراش را اجابت گفت . امام (ع) ، علی بن سمری را به عنوان جانشین او تعیین کرد . علی بن محمد سه سال در این منصب باقی ماند و چون وفاتش نزدیک شد ، از آن حضرت درباره کسی که پس از وی باید جانشین شود پرسش کرد . اما آن حضرت به وی آگهی داد که پس از وفات او دوره غیبت صغری نیز به پایان می رسد .
در طول سالهای غیبت صغری چهار فقیه بزرگ یاد شده ، به نیابت از امام نقش رهبری را ایفا می کردند و چه بسا این مدت برای تربیت امت برای گزینش رهبران خود در دوره غیبت کبری از میان فقها ، کسانی را که از نظر خصوصیتها به نواب اربعه بیشتر نزدیک باشند ، کافی بوده است .

چرا که ضروری بود امت از میان فقهای عادل و راسخ در دانش اهل بیت ، و زاهد در دنیا و کسانی که تبلور تعالیم مکتب هستند ، بتواند کسی را برگزیند . شاید حکمت این امر در این نهفته باشد که ارتباط الهی از وحی به وصایت (امامت) و از آن به نیابت خاصه و پس از آن به نیابت عامه ، درجه بندی می شود .
روزگار پیامبر بزرگ اسلام (ص) ، روزگار وحی است که شاهد ماجراهای عظیمی است . پس از آنکه کار تبلیغ رسالت کامل شد ، ائمه (ع) مامور این وظیفه شدند که آیات متشابه قرآنی را تفسیر کنند . چرا که مردم خود می بایست مستقیما به آیات محکم رجوع می کردند . این نکته خود گامی پیش برنده در راه برخورد با وحی تلقی می شود .
در روزگار امامت ، بسیاری از دانشمندان مسلمان در پی فراگرفتن فقه ، همت گماردند تا آنجا که برخی از آنان از سوی ائمه مامور دادن فتوا شده بودند . بعد از این دور ه، مرحله نیابت خاصه آغاز می شود . مردم در این مرحله وظیفه داشتند از طریق مراجعه به نواب اسلام (ع) و نه به صورت مستقیم ، آن چنانکه در روزگار امامت معمول بود ، با آن حضرت تماس بگیرند .
اما اکنون که عصر نیابت عامه است ، مسلمانان باید به فقیهان عادلی که بنابر مقیاسهای عمومی ، به شایستگیهای آنها شناخت پیدا کرده اند ، مراجعه کنند . این شایستگیها از زبان ائمه (ع) برای مردم بازگو و تبیین شده است .
اگر چه ارتباط حجت الله با اولیای خدا به اشکال گوناگونی ادامه دارد ، لیکن این امر در چهارچوب احکام ظاهری داخل نمی گردد . چون هیچ کس نمی تواند ادعا کند که نایب خاص امام است . حتی نمی تواند ادعا داشته باشد که با امام ارتباط مستقیم دارد و چنانکه کسی زبان به چنین ادعاهای بگشاید مسلمانان خود باید او را تکذیب کنند .
اگر چنین درجه بندی وجود نمی داشت ، امت با فاجعه ای واقعی روبه رو می شد .


 



نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :




.
چهارشنبه 17 خرداد 1391 :: نویسنده : امین .

شاید برای برخی همواره، این پرسش مطرح باشد که چگونه ممکن است کسی که غایب است، حاضر باشد؟ و یا در عین حضور، غایب باشد؟

نگارنده برای پاسخ به این پرسش، به اجمال، مطالبی را تقدیم می‌کند؛ باشد با بهره‌مندی از آموزه‌های آفتاب‌گون پیشوایان معصوم، هرچند اندک، از این باور اساسی، رفع ابهام شود.

سال‌ها پیش از زاده شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آنگاه که معصومین علیه السلام از آن حضرت سخن می‌گفتند، بی‌درنگ به پنهان زیستی ایشان نیز اشاره می کردند. این پافشاری، بیش از آن که در جهت آگاه کردن شیعیان باشد، به منظور زمینه‌سازی غیبت و آماده کردن شیعیان برای پذیرش آن بود.

آنچه بر رمز و راز این مسأله می‌افزود، پافشاری معصومین علیه السلام بر حفظ جنبه سرّی این حادثه بود. به ‌طوری که آنچه در رهیافت بررسی سخنان ایشان می‌توان به دست داد، نسبت به آنچه بر ما پوشیده است، بسیار اندک و ناچیز می‌نماید. اگرچه گاهی نیز به تناسب، گفته‌های ارزنده‌ای درباره آن، به پیروان خود می‌فرمودند.

 

نیم نگاهی به واژه غیبت

«غیبت» به معنای «پنهان شدن از دیدگان» است و غائب به کسی گفته می‌شود که حاضر و ظاهر نیست(1). و در اصل به معنای پنهان شدن خورشید، ماه و ستارگان به کار می‌رود(2). همچنین درباره كسی به کار می‌رود كه مدتی در جایی حضور دارد و پس از آن، از دیدگان رفته و دیگر دیده نمی‌شود(3). و در اصطلاح مهدویت، به پنهان زیستی حضرت مهدی علیه السلام گفته می‏شود.

 

تأکید بر حتمی بودن غیبت

پیشوایان معصوم علیه السلام در پاره ای از سخنان خود، غیبت حضرت مهدی علیه السلام را امری حتمی و غیر قابل تردید دانسته‌اند.

امام رضا علیه السلام از پدران خود و ایشان از نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم نقل کرده‌اند که آن حضرت با استفاده از واژگان سوگند، فرمود: «وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ بَشِیراً لَیغِیبَنَّ الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی»؛‏(4) «و سوگند به آن کسی که مرا به حق، بشارت دهنده، برانگیخت؛ هر آینه، قائم از فرزندان من، غائب خواهد شد».

مفضّل می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «إِیاكُمْ وَ التَّنْوِیه أَمَا وَ اللَّهِ لَیغِیبَنَّ إِمَامُكُمْ سِنِیناً مِنْ دَهْرِكُمْ وَ لَتُمَحَّصُن...‏»؛(5) «فریاد نکنید. به خدا سوگند؛ امام شما سالیانی از روزگارتان غیبت می‌کند و ناگزیر، مورد آزمایش واقع شوید...».

امام عسکری علیه السلام نیز در این باره فرمود: «وَ اللَّهِ لَیغِیبَنَّ غَیبَه»؛(6) قسم به خدا صاحب این امر، از شما غایب می شود.

در روایات زیادی، قطعی بودن غیبت برای حضرت مهدی علیه السلام تأکید شده است.

تأکید فراوان پیشوایان معصوم علیه السلام باعث شد این باور در عمق اذهان مسلمانان ریشه دوانده، و از باورهای خدشه ناپذیر آنها شود. به همین دلیل برخی از افرادی که مدعی مهدویت شده‌اند، در پاره‌ای موارد، سخن از غیبت نیز به میان آورده‌اند(7).

 

 

 

چگونگی غیبت حضرت مهدی علیه السلام

با بهره‌گیری از بیانات معصومین علیه السلام، سه دیدگاه کلّی و قابل توّجه درباره چگونگی غیبت حضرتش، قابل ارائه است:

1. پنهان بودن جسم (ناپیدایی)؛

2. پنهان بودن عنوان (ناشناسی)؛

3. پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان به تناسب شرایط.

 

1. پنهان بودن جسم؛

پاره‌ای روایات، چگونگی غیبت آن حضرت را به پنهان بودن جسم دانسته است. این دیده نشدن جسم در دوران غیبت، به دو گونه قابل تفسیر است:

1ـ1. آن حضرت بسان فرشتگان، ارواح و اجنّه، جسمی نامرئی دارد که با وجود این که در میان جوامع بشری حضور دارند اما قابل دیدن نیستند.

2ـ1. ایشان جسمی مرئی دارد؛ امّا به قدرت الهی در دیدگان مردم، تأثیر و تصرّفی نماید تا کسی نتواند ایشان را ببیند و این كار از اولیای الهی ـ كه از سوی خدا دارای قدرت تصرّف در جهان آفرینش هستند ـ بعید نیست.

از قرآن كریم نیز می‏توان امكان استتار و اختفای انسان از دیدگان را ـ چه به صورت كوتاه مدت یا دراز مدت ـ دریافت كرد.(8)

به نظر می‌رسد، تفسیر نخست، غیر قابل پذیرش است؛ چرا که هیچ دلیلی وجود ندارد که آن حضرت دارای جسمی با ویژگی این تفسیر باشد. بلکه بر عکس، آن حضرت مانند تمامی انسان‌ها دارای جسمی مادی می‌باشد. همان‌گونه که پدران بزرگوارشان و نیز رسول گرامی اسلام علیه السلام چنین بودند.

با این بیان، تفسیر دوم مورد پذیرش است. چنانچه با بررسی جامع سخنان معصومین علیه السلام، می‌توان به فرازهایی دست یافت که مؤید این مطلب باشند:

امام علی علیه السلام در این باره در روایتی طولانی فرموده‌اند:

«...تا آن گاه كه یکی از فرزندان من از دیدگان مردمان پنهان شود ...پس به پروردگار علی سوگند، حجّت حق بر زمین استوار است. در جاده‌ها حركت می‌كند. در خانه‌ها و قصرها وارد می شود. و در شرق و غرب زمین به گردش می پردازد. سخن مردم را می‌شنود و بر گروه مردم سلام می‌كند. می‌بیند و دیده نمی‌شود؛ تا زمان ظهورِ وعده الهی و ندای آسمانی. هان! آن روز، روز شادی فرزندان علی و پیروان اوست»(9).

امام صادق علیه السلام نیز فرموده‌اند: «یفْقِدُ النَّاسُ اِمامَهُمْ یشْهَدُ المَوسِمَ فَیراهُمْ وَلا یرَوْنَهُ»؛(10) «مردم امام خویش را گم می‏كنند، پس آن امام در موسم حج حضور می‏یابد و مردم را می‏بیند، ولی مردم او را نمی‏بینند».

آنگاه که از امام صادق علیه السلام درباره کیستی حضرت مهدی علیه السلام پرسش شد؛ فرمود: «پنجمین از فرزندان هفتمین.» آن گاه ادامه داد:

«یغِیبُ عَنْكُمْ شَخْصُهُ...».(11) «شخص او از شما غائب می‌شود...».

امام رضا علیه السلام نیز درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «لَا یرَی جِسْمُهُ...»؛(12) «جسمش دیده نمی‌شود».

داود بن قاسم می‌گوید از امام هادی علیه السلام شنیدم که فرمود: «الْخَلَفُ مِنْ بَعْدِی الْحَسَنُ فَكَیفَ لَكُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الْخَلَفِ فَقُلْتُ وَ لِمَ جَعَلَنِی اللَّهُ فِدَاكَ فَقَالَ إِنَّكُمْ لَا تَرَوْنَ شَخْصَهُ...»؛(13) «جانشین پس از من حسن است. پس چگونه خواهید بود با جانشین پس از جانشین؟» عرض کردم: «خدا مرا قربانت گرداند؛ برای چه؟» فرمود: «همانا شما شخص او را نمی‌بینید».

و سرانجام در فرازی از دعای ندبه چنین می‌خوانیم:

«...عَزِیزٌ عَلَی أَنْ أَرَی الْخَلْقَ وَ لَا تُرَی...»؛(14) «سخت است بر من که مردمان را ببینم امّا تو دیده نشوی...».

روشن است که همه روایات پیشین و احادیثی مانند آن، دلالت بر دیده نشدن آن حضرت دارند و قابل تأویل بر شناخته نشدن، نخواهند بود؛ چرا که صراحت در معنای دیده نشدن دارند.

یکی از نویسندگان معاصر، پس از اشاره به برخی روایات یاد شده، این نظریه را ساده‌ترین طرح و فرضیه عملی و قابل قبول درباره پنهان شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و رهایی ایشان از ظلم ستمگران دانسته و بر این باور است با این گونه اختفا، آن حضرت در پناهگاهی امن به سر برده و هیچ گونه آسیبی نخواهد دید. سپس می‌افزاید: «این گونه اختفا و پنهانی از راه اعجاز خدایی امکان دارد، به همان گونه که دیر زیستی حضرت در طول این همه سال نیز با اعجاز الهی درست می‌شود».(15)

این برداشت، افزون برآن كه با معنای لغوی غیبت مطابقت می‌کند، با روایاتی كه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت را به خورشید پشت ابر تشبیه نموده نیز، همخوانی بیشتری دارد.

 

 

 

2. پنهان بودن عنوان؛

این دیدگاه، بر آن است که آن حضرت، در جوامع انسانی، عمر شریف خود را سپری می‌نماید و مردم را می‌بیند و مردم نیز ایشان را می بینند؛ امّا ایشان را نمی‌شناسند و به تعبیر دیگر: فقط از نگاه معرفتی و شناختی مردم پنهان است نه از دید ظاهری.

افرادی که بر این دیدگاه پافشاری می‌کنند به روایاتی استدلال نموده اند که از جمله آن به موارد زیر اشاره می‌شود: سدیر نقل کرده که امام صادق علیه السلام فرمود: «در قائم، سنّتی از یوسف است... چرا این مردم منکرند که خدای تعالی با حجت خود همان کند که با یوسف کرد؟ در بین ایشان گردش کند و در بازارهای آنها راه رود و بر بساط آنها پا نهد و آنها او را نشناسند تا آن گاه که خدای تعالی به او اذن دهد که خود را به آنها معرفی سازد. همان گونه که به یوسف اذن داد...».(16)

و نیز سخن نائب خاصّ آن حضرت «محمد بن عثمان» که در این باره می‌گوید: «وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَه یرَی النَّاسَ وَ یعْرِفُهُمْ وَ یرَوْنَهُ وَ لَا یعْرِفُونَهُ»؛(17) «به خدا سوگند، همانا صاحب این امر، هر سال در موسم حج حاضر می‌شود؛ مردم را می‌بیند و آنها را می‌شناسد و مردم او را می‌بینند ولی نمی‌شناسند».

برخی از دانشمندان معاصر براساس این دیدگاه بر این باورند که مقصود از غیبت، آن نیست که حضرتش در یکی از قله‌های کوه‌ها و یا در دژی محکم و یا در غاری از غارهای زمین، نهان باشد؛ بلکه مقصود از غیبت ناشناخته بودن آن حضرت است. ایشان معتقدند که حضرت در حالی که در میان  مردم است و همگان او را می‌بینند ولی او را نمی‌شناسند.(18)

 

3. پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان، به تناسب شرایط

اگر چه به راستی آگاهی به چگونگی غیبت حضرت فقط نزد پرودگار متعال است؛ امّا از مجموع روایات می‌توان دیدگاه سومی نیز ارائه نمود. و آن عبارت است از این که:

حضرت در مواردی که صلاح بداند از دیدگان مردم پنهان است ـ البته با تصرّفی که به قدرت الهی در دیدگان افراد می نماید؛ نه نامرئی کردن جسم خویش ـ و در مواردی که مصلحت بداند به صورت آشکار در جامعه حرکت می کند و مردم ایشان را می بینند ولی نمی‌شناسند.

برخی از اندیشوران معاصر نیز به این دیدگاه اشاره کرده، و اینگونه نوشته‌اند:

«درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، غیبت به هر دو نحو ـ غیبت جسم و غیبت عنوان ـ تحقق دارد و فلسفه و فائده غیبت به هر دو نحو، حاصل می‌شود. از جمع بین روایات و حکایاتِ تشرف افراد به خدمت آن حضرت و بهره برداری از تفسیر بعضی از آنها از برخی دیگر دانسته می‌شود که غیبت آن حضرت به هر دو نحو، وقوع پیدا کرده است».(19)

چه این که به هر یک از گونه‌های پیشین باور پیدا کنیم، باید توجّه داشت که در برخی پیامبران پیشین نیز چنین پنهان زیستی ـ البته با ویژگی‌های خاصّ خود ـ سابقه داشته است. به گونه‌ای که شیخ صدوق اساس تألیف کتاب ارزشمند کمال الدین و تمام النعمه را بر این باور بنا نهاده است.

 

پی نوشتها:

1) ر.ک: فخر الدین طریحی، مجمع البحرین، ج2، ماده غیبت؛ لسان العرب، ج4، ص454؛ زبیدی، تاج العروس، ج3، ص146؛ فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج2، ص10؛ جوهری، الصحاح، ج2، ص633.

2) جوهری، الصحاح، ج1، ص196.

3) ابوهلال عسکری، الفروق اللغویه، ص63.

4) پیشین، ج1، ص51.

5) شیخ کلینی، کافی، ج1، ص336، ح3.

6) شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص384.

7) از جمله این گروه‌ها می‌توان به کیسانیه، زیدیه، جارودیه و اسماعیلیه اشاره کرد.

8) ر.ك: سوره یس، آیه 9 و اسراء، آیه45.

9) نعمانی، الغیبه، ص144.

10) شیخ طوسی، كتاب الغیبه، ص 161، ح 119؛ شیخ کلینی، کافی، ج 1 ص 337، ح 6؛ نعمانی، الغیبه، ص 175 ح 14؛ شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه، ج2، باب 33، ص346، ح33.

11) پیشین، ج2، ص333، ح1.

12) شیخ کلینی، کافی، ج1، ص333؛ شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص370.

13) شیخ کلینی، کافی، ج1، ص328؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص202؛ شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص381.

14) سید بن طاووس، الاقبال، ص298.

15) صدر، سید محمد، تاریخ غیبت کبری،ص48.

16) شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص144، باب 5، ح3.

17) شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص362؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص520.

18) صدر، سید رضا، راه مهدی علیه السلام ، ص78.

19) صافی گلپایگانی، لطف الله، پاسخ ده پرسش، ص67. 

ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :




.
سه شنبه 9 خرداد 1391 :: نویسنده : امین .

رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از بانوان نخبه اشاره كردند: «میتوان امیدوار بود كه در طول زمان - میان‌مدت یا بلندمدت - آن چیزى كه امروز میتوان آن را بحران مسئله‌ى زن در دنیا دانست، حل شود. آن دو چیز، یكى عبارت است از نگاه غلط و بد فهمیدن جایگاه زن و شأن زن در جامعه؛ كه این نگاه و این بدفهمى از غرب شروع شده و خیلى هم قدیمى و ریشه‌دار نیست...» گفتار زیر از حجت‌الاسلام و المسلمین میرباقری درباره نقد نگاه غرب به زن و لزوم بازتعریف نقش زن مسلمان براساس الگوی «انتظار» است:

 

مأموریت ما
برای این‌كه بتوانیم الزامات «انتظار» را در حوزه‌ی مسئولیت و مأموریت بانوان درك كنیم، چند نكته لازم به پیگیری است؛ اول، اهدافی را كه در انتظار دنبال می‌كنیم چیست؟ مأموریت ما به اندازه‌ی هدفمان است. اگر هدف‌ ما كوچك تعریف شد، مسئولیت و مأموریت‌های ما هم مسئولیت‌های كوچكی خواهد بود.


دوم، مقیاس تحول عصر ظهور چیست؟ آیا تحولی در حوزه‌ی زندگی خصوصی انسان‌هاست؛ یعنی آیا تنها در حوزه‌ی زندگی خصوصی و شخصی انسان‌ها معنویت جریان پیدا می‌كند؟ و یا این‌كه تحولی فراگیر، هم نسبت به حوزه‌ی خصوصی و هم زندگی اجتماعی انسان‌ها آن هم در مقیاس جامعه‌ی جهانی است؛ یعنی تمامیت جامعه‌ی جهانی با یك تحوّل شگرف و عظیم روبرو می‌شود و در مجموعه‌ی حیات بشر یك تحوّل همه‌جانبه اتفاق می‌افتد. معنای حیات طیبه همین است كه كلّ جامعه‌ی جهانی به یك مرحله‌ی جدیدی از حیات، زندگی، احساس، درك و مطالبه می‌رسد.

اگر فرض كنیم انتظار ما به معنای حركت در مسیر یك چنین تحوّل عظیمی است، در هر حوزه‌ای كه بخواهیم لوازم این انتظار را دنبال كنیم، باید برنامه‌ای برای تحول همه‌جانبه داشته باشیم. نمی‌شود بگوییم منتظر یك چنین تحول عظیمی هستیم ولی اقدامات ما معطوف به حوزه‌ی خصوصی و زندگی شخصی خودمان است، نه این‌كه ما نباید برای این حوزه تلاش و جدّیت داشته باشیم. حتماً باید خودسازی كنیم و تلاش كنیم كه اگر منتظر تحقّق ظهور و گسترش و بسط ولایت حقّه در حیات هستیم، مناسبات و اقتضائات آن را در زندگی خصوصی خودمان ایجاد كنیم، ولی مأموریت ما گسترده‌تر از ایجاد یك تحوّل در حوزه‌ی زندگی خصوصی است.

ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، پژوهش، 
برچسب ها :








حقیقت انتظار آن است که انسان منتظر و چشم به راه، خود و محیطش را برای آمدن منتظر و منجی موعود آماده کند. این آمادگی بسته به فرد مورد انتظار، معنا و ارزش می‌یابدمنتظر امام زمان(علیه السلام)نیز به کسی گفته می‌شود که خود را برای آمدن چنین بزرگ مردی آماده کند. و طبیعی است که باید خود را در گروه بندگان صالح قرار دهد، دین را در زندگی خود جاری سازد و دیگران و محیط را برای آمدنش مهیا کند. از این رو انتظار فرج بنا بر فرمایش پیامبر(صلی الله علیه وآله)افضل اعمال است. و هر کس تلاش درونی او برای عبادت و عبودیت و کوشش بیرونی او برای زمینه سازی و جهت دهی مردم و محیط بیشتر باشد، موفق تر است.

 

ما باید به وظایف یک انسان منتظر پایبند باشیم، و در برخورد با دیگران اولا سعی کنیم برخورد و رفتار اسلامی داشته باشیم، ثانیا اگر توانایی گفتگو داریم با بحث و گفتگو به صورت صحیح مباحث امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)را بررسی کنیم و الا از افراد مطلع مدد بگیریم. ما نباید به خاطر تمسخر دیگران که معمولا از روی جهل است خود دچار انحراف در فکر یا عمل شویم، بلکه باید از خدا کمک بخواهیم و بر او توکل کنیم و آن چه در توان داریم برای زنده کردن نام و یاد و معرفت امام زمان(ع) به صورت صحیح تلاش کنیم.زمینه سازی برای ظهور؛ یعنی، که یکی از شرایط تحقق امر ظهور آن است که مردم آمادگی پذیرش را داشته و واقعا خواستار ظهور امام مهدی عج [  الله تعالی فرجه الشریف)باشند.

 

از این رو یکی از وظایف مهم دوستداران امام و منتظران واقعی این است که در امر زمینه سازی شرکت کنند و در حد توان، هم خود با حضرت آشنا شوند و هم دیگران را آشنا سازند تا جهان برای ظهور آماده شودوظایف منتظران حقیقی امام عصر(عج) سنگین است و از عهده هر کسی ساخته نیست. به همین دلیل است که گفته شده عدد منتظران حقیقی حضرت حجت(عج) از عدد آنان که داعیه انتظار و یاوری حضرتش را دارند، بسیار کمتر استقساوت قلب و از دست دادن عواطف مهر آمیز نسبت به نزدیکان و همنوعان یکی از عوارضی است که در دوران غیبت امام عصر (عج) دامنگیر مردم می شود، در نامه مولایمان خطاب به آخرین نایب خاص آمده است: غیبت تامّه واقع شده و ظهورى نیست مگر پس از اذن خداى تعالى و آن پس از مدّتى طولانى و قساوت دل ها و پر شدن زمین از ستم واقع خواهد شد... »احتجاج-ترجمه جعفرى/ج۲/ص۶۰۳ ) کسانی که می خواهند از منتظران واقعی باشند، می توانند با اداکردن حقوق مردم و باتوبه واقعی، خود را در صف منتظران حقیقی آقا امام زمان(عج) قرار دهندامام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به همه شیعیان و محبان خود توجه دارد و البته این طبیعی است که اگر فرد خود را از آلودگی‌ها حفظ کرده و از گناه دوری کند، بیشتر مورد عنایت حضرت قرار می‌گیردالبته مردم منتظر در یک رتبه و درجه از جریان و حقیقت انتظار نیستند، برخی روحیه انتظار را در همه ابعاد وجود و زندگی خود پیاده کرده‌اند و در درجه بالای انتظار قرار دارند و برخی در درجات پایین‌تر، و این بستگی به آن دارد که یک فرد به چه مقدار از وظایف خود عمل می‌کند؟

 

توجه او نسبت به تکالیف دین چگونه است؟ چه مقدار به یاد حضرت بوده و در امر ظهور او زمینه سازی می‌کند؟ بله هر چه انسان از گناه دورتر شود، حالت انتظار در او شدیدتر و واقعی‌تر می‌گرددامام همه شیعیان را دوست دارد و برای هدایت و سعادت آنها دعا و تلاش می‌کند. البته در این میان شیعیانی را بیشتر دوست دارد که می‌کوشند افرادی صالح و با معنویت باشندیاد کردن امام در اوقات مختلف؛ عهد و پیمان بستن با او هر روز صبح با خواندن دعای عهد، صلوات فرستادن برای سلامتی و فرج ایشان، زنده کردن نام حضرت در محافل و مجالس و تلاش برای زمینه سازی امر ظهور از جمله کارهای است که یک منتظر واقعی می تواند انجام دهدباید معرفت و شناخت صحیحی نسبت به امام زمان و سیره او در دوران غیبت و ظهور پیدا کنید. گویا شما امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)را فردی می‌دانید که با ظهورش، شمشیر انتقام بر می‌کشد و تبهکاران را از بین می‌برد و دیگر هیچ!! در حالی که باید بدانید امام "طبیب" است.

 

او ادامه دهنده حرکتی است که حضرت زهرا(سلام الله علیها)و امام حسین(علیه السلام)و سایر پیشوایان معصوم(علیهم السلام)آن را شروع کردند. اینان نور واحدی‌اند که هر کدام طبق وظیفه‌ای که خداوند بر عهده آنان گذاشته است، انجام وظیفه می‌کنند حقیقت وظایف آنان، سوق دادن مردم به سمت "تعالی و کمال" است





نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :




۱- بینش عمیق



یاران امام مهدی (علیه السلام) از بینشی عمیق و ژرف، نسبت به خداوند، امام، انسان و هستی برخوردارند:

الف) بینش عمیق نسبت به حق تعالی

اساسی ترین ویژگی یاران امام مهدی (علیه السلام)، معرفت عمیق نسبت به خداوند متعال است. این معرفت آن چنان استوار است که نه شبهات در آن خللی ایجاد می کند و نه تردید ها و شکست ها در حریمش راه می یابد. امام علی (علیه السلام) می فرمایند:

«رجال مؤمنون عرفوا الله حقّ معرفته و هم أنصار المهدی فی آخر الزمان»؛(۱) «مردانی که خدا را آن چنان که شایسته است، شناخته اند، و آنان یاوران مهدی (علیه السلام) در آخر الزمان اند.» همچنین امام صادق (علیه السلام) در وصف یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می فرمایند:

«رجال کأنّ قلوبهم زبر الحدید لا یشوبها شک فی ذات الله أشدّ من الحجر»؛(۲) «آنان مردانی اند که گویا دل هایشان پاره های آهن است و از سنگ سخت ترند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند.»

این باور آن قدر با صلابت و استوار است که مرارت ها و مصیبت ها، در آن خللی ایجاد نمی کند و بلاها و امتحانات، آرامش آن ها را به تلاطم نمی افکند و شبهات و سؤالات در آن رخنه ای ایجاد نمی کند. آنان، از سرچشمه ی توحید ناب، سیرابند و به حضرت حق – آنچنان که شایسته است – اعتقاد دارند. امام علی (علیه السلام) در این باره می فرمایند:

«فهم الّذین وحّدوا اله حقّ توحیده»؛(۳) «آنان به وحدانیت خداوند، آن چنان که حق وحدانیت اوست، اعتقاد دارند.»

حرم دل هایشان را بت های نفس، ثروت، و مقام نیالوده و در آن حریم امن، جز خداوند حضور ندارد. نتیجه ی این بینش عمیق، ایمان و تقواست. این دو را هم در چهره ی عبادت ها و راز و نیازشان می تواند دید و هم در آیینه ی تلاشی که در طریق عبادت و بندگی حضرت حق دارند.

ب) بینش عمیق نسبت به امام (علیه السلام)

یاران امام مهدی (علیه اسلام)، امام خود را می شناسند و به او اعتقاد دارند. امام سجاد (علیه السلام) در این خصوص فرموده اند:

«… القائلین بإمامته»؛(۴) «آنان به امامت امام مهدی (علیه السلام) اعتقاد راسخ دارند.»

این معرفت شناخت شناسنامه ای و دانستن نام و نشان ایشان، و دانستن اسم پدر و مادر و محل تولد ایشان نیست؛ بلکه معرف به «حق ولایت» است. یعنی، فهم این حقیقت که ایشان از من، به من نزدیک تر و سزاوارترند.

نتیجه ی این بینش عمیق، محبت و اطاعت است.

ج) بینش عمیق نسبت به انسان و هستی

یاران حضرت در اهداف بلند پایه و حرکت فراگیرشان، آرمان های کم ارزش و اهداف کم مایه را دنبال نمی کنند. با تأمل در خوشتن و استعدادهای شگفت انگیزشان، قدر و عظمت خو را می یابند و مسیر بودن دنیا و سالک بودن خویش را می فهمند. آنان با این نگاه به معبودی پیوند می خورند که از تمام کاستی ها و زشتی ها مبرا است و می تواند آنان را سرشار و ظرفیت هایشان را تکمیل کند.

عمق و ژرفای این نگاه آنان را از سیل امتحانات، سرفرازانه بیرون می برد:

«إنّ أصحاب طالوت إبتلوا بالنّهر الّذی قال الله تعالی: «مبتلیکم بنهر» و إن إصحاب القائم یبتلون بمثل ذلک»؛(۵) «سپاهان طالوت، با نهر آبی آزمایش شدند، همان که خداوند در باره اش می فرماید: «(خداوندش۹ شما را با نهر آبی می آزماید»، و یاران امام مهدی(علیه السلام) نیز مثل آنان آزمایش می شوند.»

همچنین این اعتقاد و نگرش آنان را مشتاق شهادت و لقای الهی می کند: از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که:

«… و یمنون أن یقتلوا فی سبیل الله»؛(۶) «آرزو می کنند که در راه خدا به شهادت برسند.»



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :






( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات